|
سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در اول درس خارج اصول
شنبه : 17 اسفند1387 مطابق با نهم ربیع الاول
موضوع :آغاز امامت با برکت حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفدا )
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله المعصومین المكرمین سیما بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا فی العالمین واللعن علی اعدائهم و مخالفیهم و منكری فضائلهم و مناقبهم الی قیام یوم الدین.
من بشرنی بخروج صفر ابشره بالجنه(1)
امروز آغاز امامت با برکت حضرت بقیة الله الأعظم ارواحنا له الفدا است. این روز عزیز را خدمت ایشان و به محضر شریف فاطمه زهرا (سلام الله علیها) تبریک عرض می کنیم. آغاز ولادت امام عصر، آغاز فرج شیعه است.ان شاء الله، امیدواریم خداوند متعال با فرج اساسی برای شیعه، به قلب شکسته حضرت فاطمه زهرا(س) و خاندان رسالت مرهمی بگذارد. ما هم باید تلاش کنیم و در این مسیر حرکت کنیم تا امامت، سیر نهایی اش را طی کند و آن فرجی که باید در جمیع اوساطِ عالمِ وجود،(نه فقط دنیای اسلام،همه جهان بشریت) واقع شود،ما هم سهیم باشیم و قدمی برداریم.اساساً تمام زحمتی که ما می کشیم، كارهایی كه می كنیم، تا این علوم و معارف و معالم دست به دست گردد،همه برای چنین روزی است. من بارها عرض کرده ام یك رسالت فوق العاده بزرگ به عهده ماست. امروز با گذشته تفاوت می کند، امروز ما مقابل دیدگان دنیا هستیم. هر کلمه و هر حرفمان و هر مطلبمان شنیده می شود. مطالب باید دقیق باشد، عملکردها باید سنجیده باشد. من به دوستان عرض می کنم (بعضی ها مسئولیت هم دارند و ممکن است برای آن ها خیلی خوشایند هم نباشد) امروز در دنیا کسانی هستند در آفریقا در اروپا و ... به خاطر این آرمان ها زیر شکنجه جان می دهند، شلاق و کتک می خورند، آن وقت بعضی ها با این آرمان ها بازی کنند، این خیانت است. فرقی نمی كند در حرف باشد یا در عمل،خیانت محسوب می شود. امروز در این شرایط که خداوند این عنایت را کرده و مملکت را به دست ما سپرده، دعا کنیم در این میدان آزمایش سر افراز بیرون بیاییم. خدا رحمت کند واعظ قدرتمند و معروف آقای شیخ عباسعلی اسلامی را. تعلیمات اسلامی را ایشان سر پا کرد. مدرسه سازی می کرد. روش او هم این بود می گفت: باید از بچه ها شروع کنیم. آن زمان، تلویزیون در دست بهایی ها بود. رادیو دست دولت بود. تلویزیون سال ها دست ثابت پاسال(2) بهایی بود. آقای شیخ عباسعلی اسلامی بالای منبر می گفت: آی دولت! آی شاه! یک ساعت رادیو را در اختیار ما بگذارید ببینید چه می شود!! بحمد الله این آزمایش صورت گرفت و انقلاب پیروز شد، و چندین شبکه تلویزیونی ورادیویی در اختیار ما قرار گرفته، این آزمایش الهی است. ما امروز یک رسالت بسیار بسیار عظیم داریم.من این را بارها عرض کرده ام اینهل من ناصر ینصرنی فقط اختصاص به سیدالشهداء در کربلا ندارد. این معنا تا امروز ادامه دارد. این ندا امروز توسط وجود مقدس حضرت حجت بن الحسن سر داده می شود، الان دنیا به سمت منطقی شدن پیش می رود. قدرت های زور مدار و سرمایه دار مانع می شوند. نمی گذارند. لکن علیرغم همه این فشارها در مجامع علمی و محیط های فرهنگی و به تبع آن در محیط های عمومی، رشد منطق، شکل می گیرد. منطق، انصاف و صحیح دیدن ، شکل می گیرد. ما در این مصاف، برنده هستیم. یعنی در مقام منطق، استدلال و انصاف، ما برنده هستیم نه وهابی ها نه بهایی ها و نه فِرَق دیگر، زیرا ما حرف برای گفتن داریم. فقط مهم این است که این حرف های منطقی و مستدل چگونه عرضه شود. با چه سلیقه ای عرضه شود. ما شاهد بودیم با یک دعای کمیل که با صوت زیبا و سوزناک خوانده شد یک نفر از طلاب مدینه (از مرکز وهابیت) دنبال شیعه را گرفت و مستبصر شد، الان در حوزه در حال تحصیل است.شروع آن از دعای کمیل بوده. این گوشه ای از معالم این خاندان است. به همین خاطر این بزرگواران فرمودند: «...فان الناس لو علموا محاسن کلامنا لتبعونا...»(3) ما باید این زیبایی ها را عرضه كنیم ، اما با سلیقه. نباید برای اهل تسنن، درس نهج البلاغه را از خطبه شقشقیه شروع کنیم. بایداول از عهد نامه مالک اشتر شروع کنیم. ما برای عرضه كردن چیزهای بسیار گرانبها داریم. ما غنی هستیم ،اشکال در خودماست ، این مطیع و منقاد نبودن ما ، فرج نهایی را به تأخیر می اندازد. این فقدان و نبود آمادگی ها باعث شد حضرت در پس پرده غیبت بروند. در صلح امام حسن مجتبی(ع) هم عرض کردم کسی برای امام باقی نماند، نزدیک ترین افراد ،خیانت می کنند. به سمت دشمن می روند. وجود مقدس حجت ابن الحسن در سنین کودکی فقط فرصتی پیدا کردند که یک جلوه گری مختصری برای چند نفربكنند تا امامتش بماند،بعد در پرده غیبت بروند. در آن محیط سامرا، كه یك محیط نظامی است همه چیز در اختیار دولت بود آنهم حکومت و خلیفه ای که می خواهد ریشه را خشک کند، تجربیات کربلا و عصر امام صادق و امام باقر (علیهما السلام) را فراگرفته اند،.می دانند اگرائمه آزاد باشند ، نهضت علمی راه می اندازند و اسباب زحمت برای حكومت آنها می شوند. در بین مردم باشند و حرف بزنند،برای آن ها اسباب زحمت می شوند، پس به این نتیجه رسیدند كه ریشه را باید قطع كرد، لذا عده ای را مأمور کرده اند تا مواظب باشند ، خانم هایی که منتسب به امام عسکری هستند، حامله نباشند لذا حمل وجود مقدس حضرت حجت در خفا صورت می گیرد. آثار ظاهری ندارد.این طور کنترل می کردند. چهار تا همانند احمد بن اسحاق که در قم نشسته چه کاری ازآنها بر می آید؟! اینها یک غربت به تمام معناست كه منتهی شده است به غیبت .غیبت از غربت او ناشی شد. و ابتدا غیبت صغری بود و بعد تبدیل به غیبت کبری گردید. یعنی این آمادگی در طول مدت غیبت صغری نیز حاصل نشد برای اینکه امام حضور داشته باشد، لذا منتهی شد به غیبت کبری. در غیبت کبری ما ماندیم و معیارها وظوابطی که حضرتش مشخص فرموده اند پس ان غیبة الامام لیست من الله و لا من الامام نفسه ،بل غیبته منا.(4) اینکه دعای اللهم عجل لولیك الفرج، بخوانیم این درست است، اما کافی نیست. اهل کوفه از این دعا هایی كه ما می خوانیم خواندند و یك قدم جلوتر هم رفتند، نامه نوشتند و امام حسین (ع) را دعوت کردند. در نامه هایشان نوشتند زندگی ما مرتب است، زراعتمان دایر، آب فراون، باغهایمان سر سبز است، فقط اشکال ما در این است که امام و رهبر نداریم. بعد چه کردند؟ چون در مقابل قدرت و زور قرار گرفتند جا خوردند دچار حیرانی و ذلت شدند.آنهایی که توانستند با سیدالشهداء بیایند آمدند. البته همه هم نماندند، عده ای در شب عاشورا رفتند. همه می توانستند بیایند.حبیب بن مظاهر با وجود كهولت سنی كه داشت چه طور از کوفه خارج شد؟ مسلم بن عوسجه چگونه خارج شد؟ آن وقت از بعد ازظهر عاشورا توابین شکل گرفتند.سلیمان بن صُرد در رأس آن ها بود. منطقشان این بود که ما نسبت به حسین بن علی جفا کردیم، لذا باید کاری کنیم تا کشته شویم. خوب مگر ما پیرو علی بن ابی طالب نیستیم؟ مگر ما شیعه علی بن ابی طالب نیستیم که می فرماید:... ولله لابن ابی طالب آنس بالموت من الطفل بثدی امه...(5) یعنی چون مشتاق مرگ است، می گوید فزت و رب الکعبه
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست به امید سر کویش پر و بالی بزنم
مگر مرگ پایان زندگی است كه بگوییم حالا که جفا کردیم، کاری کنیم تا کشته شویم؟! تعداد توابین نزدیک سه هزار نفر شد. بعداً مختار از زندان بیرون آمد و گفت: برای قضیه کربلا اگر می خواهیم حرکتی کنیم باید یك حرکت اصولی و اساسی باشد و عبیدالله بن زیاد را کنار بگذاریم. لذا آمد و حکومت را به دست گرفت، اما باز هم چون حمایت مردم نبود، این سراشیبی شروع شد تا به امروز رسید. ما تاریخ بسیار ناراحت کننده ای داریم. متأسفانه به پشت سر خودمان كه نگاه می کنیم، در خانه امام صادق ها بسته شد و در خانه ابو حنیفه ها باز شد هنوز هم که هنوز است در دنیای اسلام همان خانه هایی که آن زمان بسته بوده، الان هم مانع تراشی می شود و همان خانه هایی که آن روز تحت لوای حکومت باز بوده، امروز هم ترویج می شوند. ما امروز هم با همان وضعیت مواجه هستیم . اما یک تفاوت پیدا کرده، مسئولیتمان بیشتر شده است. دیروز در معرض قتل عام،محرومیت، زندانی،خانه نشینی،دربه دری،شكنجه و کشتن بودیم، امروز هم در بعضی کشورها همین گونه است. روزگاری عنوان سیادت جرم تلقی می شد. عظمت فاجعه را در نظر بگیرید!! پیغمبری آمده دینی آورده اما فرزندان همین پیغمبر،به جرم فرزند پیغمبر بودن، باید کشته شوند!! به عنوان سیادت می گرفتند وآنها را می کشتند. زمان بنی عباس و هارون الرشید را ببینیید. هاشمی بودند، از اولاد عباس ابن عبدالمطلب بودند. اما اولاد پیامبر را می کشتند. آن هم برای حکومت و قدرت!! این اواخر (زمان خلافت عثمانی ها) یعنی چهارصد سال پیش، زمان سلطان عبدالمجید ،سلطان سلیم در همین ترکیه می دانید چقدر شیعه قتل عام و کشته شده؟! ولی علیرغم همۀ این کشتارها تعداد علویان بالای 30 میلیون نفر است. از ترس، زندگی عادی را رها کردند و به جاهای دور دست و کوه ها پناه بردند. لذا از تعالیم مذهب، فاصله گرفتند. برای مصیبت امام حسین، شدیداً گریه میکنند، از دشمنان علی بن ابی طالب و فاطمه زهرا تبری می جویند، اما نماز نمی خوانند!! حج نمی روند!! چون از احکام اسلام دور شده اند. عده ای كه سلیقه ندارند،می گویند اینها نجس هستند!! آیا این هنر است؟! هنر این است كه اینها رابرگردانیم به دامن شیعه. از اول ماه محرم تا آخر روز دهم كه عاشورا باشد روزه می گیرند. از صبح عاشورا تا شب عاشورا آب نمی خورند. عقاید عوامانه پیدا کرده اند. مسجد نمی سازند، مسجد نمی روند. می گویند علی بن ابی طالب را داخل مسجد کشتند. کسی نبوده این ها را هدایت کند. اما امروز بحمدالله این مسائل وجود ندارد. امروز حکومت از خودماست. درتلویزیون گفته می شود اشهد ان علیا ولی الله، هیچ کس هم جرئت نمی کند حرف بزند. امروز برای این که صدایمان را به همه جا برسانیم ، وسیله آن وجود دارد. بنده که اینجا نشسته ام، همین صحبتم می تواند 50 میلیون مخاطب داشته باشد.
اما در گذشته اگر یک نفر حدیثی از علی بن ابی طالب(ع) ، از رسول اکرم(ص) از امام صادق(ع)، می خواند، حکم اعدامش بود. امروز در دورترین نقاط دنیا سوال می کنند، ارتباط برقرار می کنند مثلاً در کانادا شیعه ها حسینیه دارند، تقلید می کنند، سوال می کنند، استفتاء می کنند، نماز می خوانند. در دور ترین نقاط آفریقا، جمعیت های دانشجویی ،روشن فکرها در دانشگاه ها کتابی از این طرف و آن طرف به دست می آورند و مشتاقانه مطالعه می کنند. مراجعات شرف الدین، کتاب های تیجانی و ... اینها هسته مرکزی شیعه شده اند. وقتی حرف می زنند آنها را دستگیر و زندانی می کنند. دنیا متوجه شده که تفکری هست. تفکر اعتقاد به امام زمان. مفتی قطر فتوا دادند که عقیده به امام زمان، خرافی است!! بعد مفتی عربستان، بن باز اعلامیه داد و گفت: عقیده به وجود منجی، از ضروریات اسلام است و منکرش مرتد است!! در همین حوزه ما، تفسیر المیزانِ آقای علامه طباطبایی ، پروفسور و استاد دانشگاه فرانسه را (هانری کربن)جذب می كند.در جلسات آقای طباطبایی، مجذوب فلسفه شرق و فلسفه ملا صدرا می شود. امروز کتاب های علمی دانشگاهی که در غرب راجع به امام زمان است، همه از زبان( هانری کربن) منتشر شده است. امروز در دنیا فضا باز شده است. وحشت ما هم از همین باز شدن فضا است. وحشت ما از این است كه نتوانیم، از عهده برآییم.دنیا چشم به مملکت شیعه دوخته است. من به بعضی از مسئولین عرض می کنم. ،که طوری حرکت کنید، برنامه ریزی کنید که برای شیعه آبرو باشید همان طور که امام صادق فرمود: ...کونوا لنا زیناً...(6) امروز جدای از هم نمی توانیم زندگی کنیم. باید مسئولیت ها را بفهمیم.بعضی از این تكنولوژیها از قبیل ساخت سلولهای بنیادی یا ساخت و پرتاب ماهواره به فضا و... سبب تبلیغ و آبروی تشیع است. اما این آبرو دادن ها، توجه ها را به سمت ما جلب می کند،وقتی توجه جلب شد،باید از این تریبون ها سوء استفاده نکنیم. علامت روشنفکری این نیست که، بنشینیم عصمت انبیاء را زیر سوال ببریم!! جایگاه مرجعیت را ضعیف کنیم . بساط سیدالشهداء را کمرنگ کنیم!!. حرکت هایی که در شیعه شده بارها گفته ام از عاشورا نشأت می گیرد. ببینید آن زمانی که عرب های بنی امیه در ایران مسلط بودند، همه حرکت هایی که در مقابلشان بوده منشأش از محرم و عاشوراست.همین انقلاب ما، منشأش از عاشوراست.مقاومت ما درجنگ مقابل صدام مگر منشأش امام حسین نبود؟. اگر امام حسین را از ما بگیرند، اگر مرجعیت دینی اقتدارش کم بشود، صولتش از بین برود، آسیب پذیری ما زیاد می شود. این حرکت ها نمی تواند شکل بگیرد. یك میرزای شیرازی در سامرا ، فتوا می دهد شیعه در ایران تکان می خورد. این یك قدرت است كه از بمب اتمی مهمتر است . باید آن راحفظ کرد. در آذربایجان من می دیدم وهابی ها تلاش می كردند ، پول می دادند هر كس بیاید مسجد، نماز بخواند، 5 دلار به او می دادند. خیلی علنی این کارها را می کردند. مردم هم فقیر بودند،اما یك عاشورا كه می آمد، همه چیز خراب می شد. امام حسین این طوری نگه می دارد. ما از امام حسین نمی توانیم جدا بشویم. سعی نکنیم مردم را با بی سلیقگی جدا کنیم. این اسلحه، این حربه را از دست ندهیم. احزاب سیاسی برای اینکه یك اجتماع مثلاً 3000 نفری سر پا کنند، میدانید چقدر هزینه و خرج می کنند ما به جای آن خرج ها، با یك پرچم مشکی بالای حسینیه و مسجد،چندین هزار مخاطب مخلص و پذیرا جمع می كنیم .هر جا بخواهیم حرف بزنیم ، افراد داریم. ثروت از این بیشتر؟!، غنا از این بیشتر؟!، آن وقت اگر از این استفاده نكنیم! خیانت كرده ایم.
به هر حال امروز وظیفه ما خیلی سنگین است. ما در این ایام غیبت کبری واقع شده ایم. ببینید در عراق آمریکا صدام را سرنگون می كند، شیعه اوج می گرد. در لبنان اسرائیل باحزب الله وارد جنگ می شود،شیعه اوج می گیرد. به غزه حمله می کند، در دل غزه شهرک الزهرا عَلَم می شود. در افغانستان،آمریكا طالبان را سرنگون می كند ، شیعه اوج می گیرد. اینها عنایت است که از ناحیه حضرت حجت می شود، اما این عنایات برای این است که ما بهره برداری کنیم.از این ظرفیت ها استفاده کنیم.اما اگر نتوانیم بهره برداری كنیم و دیگران بیایند بهره برداری كنند، در مقابل حجت بن الحسن(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مسئولیت داریم. ما نمی توانیم جواب بدهیم. همه امکانات امروز برای ما فراهم است .به هر حال، امیدواریم مثل امروز كه آغاز امامت حجة ابن الحسن و آغاز فرج شیعه است،و باعث خوشحالی و جشن شیعیان شده همه ما در انجام مسؤلیت ها موفق و سر بلند باشیم. ضمن عرض ادب و عرض تبریک به مقام انور حضرت حجة ابن الحسن، از ایشان استدعا می کنیم که خودشان با همان دم مسیحا عنایتی بکند و از خداوندی که مقلب القلوب والابصار است بخواهند كه تغییری در ماهیت و در وجود ما ایجاد شود.و وجود ما را به نحوی شکل بدهد که رضا و رغبت آن حضرت در آن است .والسلام علیکم و رحمة الله و بركاته.
...............................................................................................
1- الشیخ علی النمازی الشاهردی،مستدرك سفینة البحار،ص 293.
2- ثابت پاسال ، حبیب اللّه ، سرمایه دار و بازرگان بهائی و مؤسس تلویزیون ایران . در 1282 ش در تهران ، در خانواده ای که از طرف پدر به بهائیت منتسب بود، متولد شد (الموتی ، 1369ـ1373 ش ، ج 11، ص 38؛ ایران . وزارت امور خارجه ، ص 113). به گفتة دِلدَم (1372 ش ، ص 230)، پدرش ابتدا یهودی بود و بعدها بهائی شد. ثابت تحصیلات ابتدایی را در مدرسه های تربیت و سن لویی تهران به پایان رساند (ثابت پاسال ، ص 113 ـ117). تحصیلات دبیرستانی را نیمه تمام گذاشت و در دکان دوچرخه سازی به کار مشغول شد و مدتی نیز مسافرکشی کرد. اندکی بعد توسط دایی اش ، که معاون وزیر پست و تلگراف بود، امتیاز حمل مرسولات پستی شمال کشور را به دست آورد. سپس با حمایت مرکز بهائیان ایران ، چند دستگاه اتومبیل و کامیون خرید و تا آنجا پیش رفت که اداره امور حمل مرسولات پستی سراسر کشور را بر عهده گرفت ....
از آن پس ، با سرمایه ای که بهائیان در اختیارش نهادند به فروش ماشین آلات نجاری مشغول شد و کارخانه های مبل ثابت را راه اندازی کرد. این نخستین گام در صنعتی کردن نجاری در ایران بود ( معماران تباهی ، ج 3، ص 16ـ22). ثابت در خلال جنگ جهانی دوم به امریکا رفت و در آنجا به صدور لباسهای کهنه و دست دوم به ایران پرداخت و از این راه سود فراوانی برد (همان ، ج 3، ص 23 به نقل از هفته نامة نیمروز ، ش 376، مورخ 11/5/1375 ش ). او سپس در اواخر 1320 ش به دعوت «جامعه بهائیان ایران » چندین بار به ایران آمد و همکاری نزدیکی را با «شرکت امنای ایران » (وابسته به جامعه بهائی ) آغاز کرد و به نمایندگی از آنان ، کار تجارت و گرفتن امتیاز نمایندگی از کارخانه های خارجی در ایران را پیگیری کرد. وی از اوایل دهه 1330 ش در ایران مستقر شد و دوره جدید فعالیتهای اقتصادی و تجاری خود را پس از کودتای 28 مرداد 1332، در مقام نماینده تام الاختیار بهائیان ، آغاز کرد ( معماران تباهی ، ج 3، ص 27؛ برای آگاهی از فعالیتهای اقتصادی بهائیان رجوع کنید به رائین ، ص 257، 274، 285، 299، 307).
در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی (1320ـ1357 ش )، وی یکی از بزرگ ترین سرمایه داران ایران شد، چنانکه برخی او را بزرگ ترین سرمایه دار ایران ، بعد از شاه ، با مالکیت ده درصدِ همه چیز ایران می دانستند (دلدم ، 1377 ش ، ج 3، ص 1307؛ دانکن ، ص 83). برخی از شرکتها و مؤسساتی که وی مالک آنها بود یا در آنها سهام داشت ، عبارت اند از: بانک ایران و انگلیس ، بانک ایران و خاورمیانه ، بانک صنعتی ایران ، بانک توسعه صنعت و معدن ایران ، مؤسسات تولیدی و تجاری پپسی کولا، سیمان مشهد، پلاسکوکار، جنرال تایر و رابر، ایران فارواگ ، سیکاب ، و فرانس پیک (رواسانی ، ص 181ـ184، 264ـ 268؛ دانکن ، ص 84). همچنین نمایندگی خودرو دوج ، چند نوع تلویزیون و یخچال ، کارخانه های بزرگ لاستیک سازی گودریچ و چندین کارخانه قند را داشت . وی صاحب 41 شرکت بازرگانی بود که حدود ده هزار تن در آنها کار می کردند(الموتی ، 1369ـ1373 ش ، ج 11، ص 37؛ دلدم ، 1377 ش ، ج 3، ص 1316؛ نجمی ، ج 2، ص 1619). قصر ثابت در تهران ، که به تقلید از قصر تریانون کوچک در ورسای ساخته شده بود، پانزده میلیون دلار ارزش داشت (دلدم ، 1372 ش ، ص 233؛ گراهام ، ص 54). در عین حال ، او همواره اظهار می کرد که در خانواده ای فقیر رشد کرده و موقعیت کنونی اش را با سعی و پشتکار خودش به دست آورده است (ثابت پاسال ، همانجا).
ثابت در طول زندگی خود، به ویژه از 1332 ش به بعد، با خاندان پهلوی (ازجمله شمس واشرف ، دو خواهر محمدرضاشاه ) و شخص شاه ، و شخصیتهای مهم سیاسی ایران ، از جمله عبدالکریم ایادی ، پزشک مخصوص دربار و منسوب به بهائیت ، مناسبات دوستانه ای داشت که همین امر زمینه رشد سریع او را فراهم کرد (الموتی ، 1369ـ1373 ش ، ج 5، ص 311) و سبب شد منابع سرمایه گذاری او به بهترین نحو تأمین شود. وزارت اقتصاد نیز، به دستور دربار، تسهیلات گسترده ای در اختیار ثابت قرار داد ( رجوع کنید به روحانی ، ص 389؛ از ظهور تا سقوط : مجموعه اسناد لانه جاسوسی آمریکا ، ج 1، ص 100؛ منصوری ، ج 1، ص 326؛ الموتی ، 1374 ش ، ج 2، ص 112). ثابت با نخست وزیران وقت ، از جمله حسین علاء و امیرعباس هویدا، نیز مناسبات دوستانه داشت و بنا بر بعضی شواهد، آنان در برخی از شرکتهای ثابت سهام داشتند (الموتی ، 1369ـ 1373 ش ، ج 11، ص 34، ج 3، ص 97؛ صفائی ، ج 1، ص 281ـ 282). وی همچنین به شاه و شخصیتهای سیاسی و غیرسیاسی کمکهای مالی زیادی می کرد، به ویژه در برگزاری جشنهای 2500 ساله ، تأمین کننده اصلی هزینه ها بود (افراسیابی ، ص 729).
ثابت برای اولین بار در ایران فرستنده تلویزیونی ایجاد کرد و در 1335 ش ، پخش برنامه های تلویزیونی را ابتدا در آبادان و سپس در تهران آغاز نمود (دلدم ، 1372 ش ، ص 231؛ سفری ، ج 2، ص 255). در زمان نخست وزیری منوچهر اقبال ، دولت تصمیم گرفت امتیاز پخش را از ثابت بخرد، اما به سبب اختلافات مالی و دخالت دربار عملی نشد. در 1348 ش ، در دوره نخست وزیری هویدا، شبکه تلویزیونی متعلق به ثابت در اختیار تلویزیون ملی قرار گرفت (الموتی ، 1369ـ1373 ش ، ج 11، ص 34ـ36، ج 15، ص 137).
ثابت از اعضای محفل ملی بهائیان ایران بود و از ثروت خود برای گسترش بهائیت در ایران و سراسر جهان استفاده می کرد.... پس از صدور فتوای آیت اللّه بروجردی مبنی بر لزوم ترک معامله و معاشرت مسلمانان با اعضای فرقه بهائی ( رجوع کنید به قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک ، ج 1، ص 48ـ49)، با توجه به اختصاص بخشی از درآمد کارخانه پپسی کولا به تبلیغات بهائیان ، مردم متدین محصولات این کارخانه را تحریم کردند (همانجا؛ انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک ، کتاب 8، ص 257؛ اسناد انقلاب اسلامی ، ج 2، ص 322ـ323). سالها بعد، دامنه این تحریم با صدور فتوای برخی دیگر از مراجع تقلید، که در آن صریحاً خرید و فروش و تبلیغ و آشامیدن پپسی کولا منع شده بود ( اسناد انقلاب اسلامی ، ج 5، ص 147)، گسترده شد.
در پی اجرای طرح دولت برای مبارزه با گران فروشی در 1354 ش ، ثابت به اتهام گران فروشی تحت تعقیب قرار گرفت و او ناگزیر در 1355 ش به پاریس و سپس به امریکا رفت و بخش عمده سرمایه اش را به خارج از کشور منتقل کرد و دیگر به کشور بازنگشت . وی در 1369 ش در لوس آنجلس درگذشت (دلدم ، 1377 ش ، ج 3، ص 1314؛ الموتی ، 1369ـ1373 ش ، ج 11، ص 36؛ گراهام ، ص 117).
3- الحرالعاملی، وسائل الشیعه(چاپ آل البیت)،ج 27،ص92،ج (33297)52 ؛السید البروجردی ،جامع احادیث الشیعه،ج1، ص238،ح370(60) ؛ شیخ صدوق،معانی الاخبار، باب معنی قول الصادق(ع)،ص 180،ح1.
4- مروان خلیفات،وركبت السفینه،ص575.
5- علامه مجلسی،بحار الانوار،ج28،ص 234،ح 20 ؛ ابن ابی الحدید،شرح نهج البلاغه،ج1،ص213.
6- الحرالعاملی، و سائل الشیعه(چاپ آل البیت)، ج12،ص 193و194،ح(16063)18؛شیخ صدوق،الامالی،ص484،ح 657 /17.
|