فارسی / العربیه / English

 

فهرست عناوین

دسترسی سریع

 
 
جامع احادیث شیعه، امتیازات و ضعف ها نسخه PDF چاپ ایمیل

بهترین روش در تنظیم بخش های مختلف یک نوشته ،در نظر داشتن ملاکی متناسب با موضوع آن است ؛مثلاً اگر نوشته ،فلسفی باشد ،باید سیرمنطقی خاص خود را طی کند؛مثلاً نباید قبل از توضیح مقدمات لازم ،حرکت جوهری مطرح شود ؛زیرا درک این مسئله نیازمند مقدماتی است که بدون آنها فهم مسئله دشوار وگاه ناممکن می گردد.

1-رده بندی ابواب بر اساس ترتیب طبیعی وفقهی

بهترین روش در تنظیم بخش های مختلف یک نوشته ،در نظر داشتن ملاکی متناسب با موضوع آن است ؛مثلاً اگر نوشته ،فلسفی باشد ،باید سیرمنطقی خاص خود را طی کند؛مثلاً نباید قبل از توضیح مقدمات لازم ،حرکت جوهری مطرح شود ؛زیرا درک این مسئله نیازمند مقدماتی است که بدون آنها فهم مسئله دشوار وگاه ناممکن می گردد.شاید بهترین معیار در چینش ابواب کتاب حدیثی فقهی ،در نظر گرفتن حکم یا عمل شرعی است ؛یعنی اگر حکمی متوقف بر حکم دیگر یا عملی بعد از عمل دیگر باشد ،ابواب مربوط به آن نیز به تبع احکام واعمال وبه همان تقدیم و تأخیر ذکر می شوند .از باب مثال،ابواب مربوط به وضو مقدم بر ابواب صلات هستند .ودر ابواب وضو باب غسل الوجه مقدم بر غسل الیدین است ،یا حکم خبر واحد مقدم بر احکام تعارض است ؛زیرا اولاً باید حجیت خبر واحد فرض شود تا تصور تعارض میان آنها نیزدرست باشد.نتیجه به کارگیری این شیوه ،آن است که محل هرموضوع قابل پیش بینی و دسترسی به آن سهل وآسان است .شیخ حرعاملی (قده )در تبویب کتاب خود به این شیوه توجه کامل داشت ،اما در عمل ،کتاب وی از برخی بی نظمی ها رنج می برد ؛مثلاً ایشان باب «ثبوت الکفر والإتداد بجحود بعض الضروریات وغیرها مما تقوم الحجةفیه بنقل الثقات »(1)را در ابواب مقدمه عبادات آورده است ؛در حالی که علی القاعده باید در ابواب کفر وایمان گنجانده می شد.همچنین وی باب «کراهة الطهارة بالمأالذی یسخن بالنار یسخن بالنار فی غسل الاموات وجوازه فی غسل الاحیا»(2)را درمیان ابواب آب مضاف ومستعمل آورده است که تناسب معقولی درآن دیده نمی شود وبهتر بود که این باب را در خلال ابواب غسل یا ابواب غسل میت بیاورد.

آیت الله واعظ زاده خراسانی یکی از اعضای فعال گروه نویسندگان جامع احادیث شیعه در این باره می نویسد:
«
وسائل » هرکتاب را به چند «جماعةالابواب» وهر«جماعةالابواب» را به چندین باب،تقسیم نموده است. این رویه نیز از قدیم معمول بوده ودر کتاب کافی کلینی(قده) تا حدودی سابقه دارد ودرکافی نیز رعایت گردیده ،ما نیز آن را با دقت ، مرعی داشته ایم. «جماعةالابواب» یعنی طایفه ای از ابواب که مربوط به یک موضوع است؛ مثلاً صلاة الجمعة در کتاب صلاة، ابواب الوضوء در کتاب طهارت، ابواب عقد النکاح در کتاب نکاح و...

مزیتی که در کتاب مورد بحث «جامع احادیث شیعه»از این لحاظ دارد، این است که در ترتیب چند جماعة الابواب در یک کتاب ودرابواب هریک ، مناسبت ونظم طبیعی، درست مانند فصول منظم یک کتاب، رعایت شده است. این معنی در «وافی» نیز مورد توجه بوده است؛ گو اینکه در این کتاب، به طورکلی ترتیب کتاب آن احیاناً با ترتیب کتب وابواب فقهی وفق نمی دهد وخود یک ترتیب ابتکاری است.

از باب نمونه، یادآور می شویم احکام اموات را. همه محدثان وفقها به مناسبت غسل میت، در خاتمه کتاب طهارت آورده اند، اما در«وافی» از فرط اهتمام به ترتیب طبیعی میان ابواب، این احکام را در اواخر کتاب، در ردیف کتاب ارث و وصیت آورده است؛ زیرا ترتیب وقوع وابتلا بدین مسائل در خارج ، پی در پی است: شخص نزدیک مرگ مریض می شود، آن گاه وصیت می کند، سپس می میرد، آن گاه وظایف و احکام راجع به جسد وی مورد عمل قرار می گیرد ،آن گاه نوبت به ارث می رسد...

و می توان گفت :عملی که ما در کتاب مورد بحث راجع به ترتیب کتب وابواب انجام داده ایم ،مانند موضوع پیش از این ،جامع میان روش «وسائل »و «وافی»است ،به این معنا که در اصل ترتیب کتب و تشکیل «ابواب الجماعة»بیشتر اسلوب «وسائل»و به طورکلی روش معمول فقها و محدثان را در نظر گرفته ایم ،اما در ترتیب میان ابواب و فصول ،سعی وافر مبذول داشته ایم که ترتیب شایسته و طبیعی را مانند «وافی»به کار بندیم .(3)
-2
تقدیم روایات اصولی

یکی از خدمات بزرگ این کتاب به اهل تحقیق ،تنظیم روایات مربوط به مسائل اصولی و چینش آنها بر اساس مباحث اصولی در جلد اول است که در نوع خود بی نظیر است ؛زیرا استقضای کاملی از تمام احادیث مرتبط با مباحث اصولی را در اختیار مستنبط قرار می دهد و او را از جستجوی در میان ابواب وکتب بی نیاز می کند ؛مثلاًدر باب حجیت خبر واحد ،اولاً تمام آیات مرتبط با آن را می آورد .ثانیاً،126روایت شماره گذاری شده را بدان می افزاید ؛در حالی که اگر روایات تلفیق شده را در نظر بگیریم ،شماره روایات به بیش از دویست روایت خواهد رسید.ثالثاً،به همین مقدار اکتفا نشده و علاوه بر انبوه روایات ذکر شده ،نشانی ابواب و احادیثی که در ابواب دیگر آمده و به نحوی می تواند دلالت بر حجیت خبر واحد کند ،بدان افزوده شده است.

این خدمت بزرگ ،در هیچ یک از جوامع حدیثی به طور خاص مد نظر نبوده وبه دلیل پراکنده بودن احادیث آنها در ابواب دیگر ،خود فقیه باید به دنبال تک تک روایات بگردد و آنها را جمع آوری کند.این امر ،نشانه نظم ودقت فکری اصولی حاکم بر جریان کار حدیثی ومنعکس کننده تفاوت تفکر اخباری و اصولی در تبویب روایات ونوع نگاه به آن است .به ترتیب این ابواب نگاه کنید:باب فرض طلب علم و حجت ،باب حجیت ظواهر کتاب ،باب حجیت سنت رسول خدا(ص)،باب حجیت کلام ائمه (ع)،باب حجیت اخبار ثقات ،باب ما یعالج به تعارض الروایات ،باب عدم حجیت قیاس ورأی و اجتهاد ،باب برائت واحتیاط ،باب استصحاب ،باب احادیث من بلغ ،باب اشتراط عقل در بلوغ.

3-جدا کردن احادیث آداب و اخلاق

احادیث آداب و سنن دو گونه اند :یا مربوط به عمل واجب اند ؛مانند نماز که در کنار اعمال واجب ،طیف وسیعی از مستحبات را نیز در بر می گیرد.این نوع از آداب وسنن در کنار ابواب اصلی وواجبات ذکر شده اند ؛مانند آداب مربوط به نماز از قبیل بلند کردن دست ها در حالات مختلف نماز ،طول دادن سجده ،تکرار اذکار و غیر آن .یا اینکه آداب ،مستقل هستند و عنوان مستقلی دارند؛مانند آداب مربوط به نوره ،حجامت ،آراستگی ورنگ مناسب کفش و لباس...این نوع از آداب وسنن،بر خلاف کتب حدیثی ،جداگانه ودر کتاب مخصوصی گنجانده شده است تا دسترسی به مجموعه آنها برای فقیه آسان تر گردد.

اما کتاب وسائل الشیعه مملو از آداب و سنتی است که به خاطر کمترین مناسبتی در میان ابواب ،پراکنده شده است ،مثلاًدر کتاب طهارت به مناسبت تطهیر ظروف ،ابوابی چند درباره اقسام ظروف واستحباب یا کراهت اکل و شرب در آن اضافه شده ودر کتاب صلات به مناسبت لباس نماز گزار ،ابواب بسیار در زمینه لباس و جنس و رنگ آن و به طور کلی احکام آرایش و تجمل آمده و یا در مقدمه کتاب حج ،آداب معاشرت و سفر و بسیاری از آداب اجتماعی را طرح شده است ؛همان طور که در کتاب امر به معروف و نهی از منکر تحت عنوان «ابواب فعل المعروف »قسمت عمده مسائل اخلاقی و واجبات و محرمات نیز مذکور است .آیت الله العظمی بروجردی(قده )می فرمود :
این نوع مطالب در عین اهمیت ،پاره ای از آنها ،به کار فقه نمی آیند ومورد احتیاج فقیه نیست ،و ایراد آنها در خلال موضوعات اصلی فقهی در کتاب حدیث ،باعث تشویش خاطر طلاب و مراجعین به کتاب خواهد بود .(4)

ایشان در این زمینه سبک کتاب کافی را می پسندید .کتاب کافی نیز آداب و مستحبات را به طور مستقل تحت عناوینی نظیر «کتاب الزی والتجمل والمروءة»(5)یا «کتاب العشرة»(6)و امثال آن آورده و از پراکندگی و اختلاط ناموجه آنها پرهیز کرده است.

4-مسئه محوری در تبویب احادیث

بهترین نوع تبویب در مجموعه روایات فقهی ،ترتیب ابواب وعناوین نیز فقهی خواهد بود ؛زیرا این هماهنگی باعث سهولت در دسترسی به روایات هر مسئله می شود واز همین رو ،تمام کسانی که مجموعه های حدیثی فقهی نوشته اند ،از این اصل تبعیت کرده اند.

صاحب وسائل (قده )با این اصل پای بند و چنان که در مقدمه تصریح می کند ،(7)به دنبال آن بود که بر اساس ترتیب مسائل و احکام فقهی ،احادیث مربوط به این مسائل را تبویب کند تا فقیه در یافتن احادیث مرتبط با آن مسئله ،با مشکل مواجه نشود .ایراد آیت الله بروجردی (قده )به زیاده روی صاحب وسائل در این روش پسندیده بود ؛زیرا روایات مرزهایی به روشنی و شفافیت مسائل فقهی ندارند.چه بسا یک روایت با یک مضمون غیر قابل تقطیع ،به چند باب مرتبط باشد.اگر این گونه روایات تحت یک عنوان بیاید و در ابواب دیگر تکرار نشود ،گمان می کند که تمام احادیث مربوط به مسئله در ذیل عنوان آن ذکر شده ،غافل از اینکه روایات فراوانی به جهت تنوع ابواب ،درمیان ابواب پراکنده شده است.

برای چنین روایاتی باید یکی از دو محظور را بپذیریم :یا از تکثیر باب ها بپرهیزیم و گاه چند مسأله را تحت یک عنوان بیاوریم و تقسیم روایات را به حسب مسائل به عهده فقیه بگذاریم .حسن این کار ،در صیانت بر جامعیت باب نسبت به تمام احادیث مرتبط به عنوان باب است .راه دوم این است که به حسب هر مسئله فقهی ،بابی را تنظیم کنیم که پیامد آن ،تقسیم شدن روایات مشترک در برخی از ابواب و غفلت فقیه از تمام احادیث مرتبط به تک تک مسائل فقهی است .این همان اتفاقی است که در وسائل رخ داده است.

نویسنده محترم جامع احادیث شیعه ،گزینه اول را انتخاب کرده و جامعیت و صیانت را بر مسئله مسئله کردن ابواب آن ترجیح داده است ؛کاری که بحق با غایات واهداف فقیه سازگارتر است؛چرا که هر فقیهی ،اطمینان از دیدن همه احادیث مرتبط را بر تنظیمات دقیق روایات ترجیح می دهد.

5-تنظیمات داخل باب

یکی از زیبایی های کتاب جامع احادیث الشیعه ،نوع تبویب احادیث در ذیل هرباب است که این نکات در آنها مورد توجه قرار گرفته است:

الف)تقدیم روایات موافق با نظر مشهور بر روایات معارض؛

ب)تقدیم احادیث عام بر خاص؛

ج)تقدیم روایات مطلق بر مقید؛

د)ترتیب احادیث بر اساس اتحاد مضمون یا مشابهت لفظی یا اشتراک از نظر راوی آخری که از امام (ع)نقل حدیث کرده است ؛مثلاًتمام روایات مندرج در آن باب که از یک راوی نقل شده باشد،در کنار هم قرار گفته است .این کار نوعی همراهی با فقیه در برگرداندن چندین حدیث به یک حدیث است .

آیت الله بروجردی (قده )خود بر این مبنا بود که در اغلب موارد ،چند روایت به ظاهر مختلف که از یک راوی نقل شده ،در واقع یک روایت بیشتر نیست و گذشت زمان وتکرار روایت در کتب حدیثی مختلف واشتباه در نقل و استنساخ و غیر آن ،باعث تکثر ظاهری آنها شده است.

و)چون روایات کتب اربعه بیشتر از کتب حدیثی دیگر اعتبار دارد،دراین مجموعه توجه خاصی به آنها شده است وبه همین جهت ،احادیث آنها بر سایر روایات تقدم یافته است ،مگر اینکه با چهار مورد قبلی منافات داشته باشد .در مثل اگر حدیث کافی خاص و حدیث دعائم عام باشد،حدیث دعائم مقدم می شود ،اما اگر حدیث هر دو عام باشد،حدیث کافی بر حدیث دعائم مقدم داشته می شود.

6-جامعیت احادیث ابواب

گذشته از جامعیت کتاب جامع احادیث شیعه که در استقصای روایات فقهی داشته ،هر یک از ابواب آن نیز جامعیت شگفت آوری در مسئله فقهی مورد نظر دارد؛زیرا علاوه بر جمع آوری تمام احادیث مرتبط با موضوع ،آدرس سایر احادیثی که در ابواب پیشین یا پسین آمده وبه نحوی مرتبط با عنوان باب ومؤثر در فهم باشد،در پایان باب ،ذکر شده است .حوصله نویسندگان در جستجو وبررسی تمام احادیث مجموعه وآدرس دادن به هر باب و حدیثی با اندک ارتباط ،هر خواننده ای را شگفت زده می کند.نحوه آدرس دادن به ابواب واحادیث ،به این ترتیب است :نام راوی ،نام باب ،نام مجموعه ابواب ،شماره حدیث ،وچون ممکن است در چاپ های مختلف و با اندک تغییراتی ،شماره جلدها و صفحات تغییر یابد ،شماره آنها در آدرس نیامده است.

البته اگر نیاز به ذکر نام مجموعه ابواب یا باب نبوده ،نام آن آورده نشده است ؛مانند اینکه پیش از آن نامش آمده باشد و خواننده بداند که مقصود کدام باب است.

همچنین اگر همه یا اغلب روایات باب خاصی مرتبط یا موضوع بوده ،نام راوی و شماره حدیث حذف و فقط به نام آن باب با تعبیرهایی چون «وفی کثیر من أحادیثه أو أکثرها أو جمیعها ما یدل علی ذلک »اشاره رفته است.
نام باب ارجاعی اگر کوتاه بوده ،همان تکرار گردیده و اگر طولانی بوده ،تنها مضمون آن نوشته شده است.
در ارجاعات ،ابواب گذشته بر حسب تقدم الاقدام فالاقدام وابواب پیش رو بر حسب قرب الاقرب فالاقرب ،تنظیم بافته است.

این در حالی است که شیخ حرعاملی (قده )در کتاب وسائل ،گاه یک موضوع را به مناسبت اینکه با مباحث گوناگون ارتباط پیدا می کند ،مجدداًمطرح ساخته ودر هر بار تکرار ،تنها بخشی از روایات مربوط به آن را ذکر کرده است ؛در نتیجه ،فقیه در گردآوری روایات آن باب به تحیر می رسد وگاه به دلیل عدم آگاهی از روایات یک موضوع ،براساس همان روایات ناقص ومحدود ،فتوا می دهد ؛مثلاًمسئله «حد بلوغ»بارها تکرار شده ،و نویسنده در هر بار تنها تعداد از روایات آن را ذکر کرده است .مواردی که احادیث حد بلوغ تکرار شده ،عبارت اند از :مقدمه العبادات ،کتاب صلاة،حجر،مقدمات نکاح و...

از سوی دیگر ،چنانچه حدیث یا احادیثی به احادیث موضوعی مرتبط باشد ،ایشان فقط با بیان «تقدم ما یدل علی ذلک »یا «یأتی ما یدل علی ذلک »اکتفا کرده است وآدرس ما تقدم وما یاتی را مشخص نکرده است که لازمه آن جستجوی تمام کتاب وسائل برای یافتن محل ارجاع است ،حتی گاهی بعد از بررسی فراوان خواننده گمان می کند که از اساس چنین چیزی وجود خارجی ندارد واشتباهی از مؤلف محترم رخ داده است.

-7روش شماره گذاری احادیث

هرحدیث ،دو شماره در آغاز خود دارد .شماره اول،شماره پیاپی احادیث کتاب و شماره دوم که در میان دو هلال قرار می گیرد ،شماره احادیث همان باب است .

-8روش آدرس دادن احادیث

در شروع هر حدیث بعد از ذکر نام کتاب ،شماره صفحه ودر صورتی که بیش از یک جلد باشد ،شماره جلد آورده شده است ؛مانند :کافی 70ج1،فقه الرضا 378،تهذیب186ج4.

ترتیب رایج این است که شماره جلد قبل از شماره صفحه آورده شود ،ولی این ترتیب در این اثر رعایت نشده وشماره صفحات پیش از شماره جلدها قرار گرفته است ؛زیرا تمام کتاب ها شماره صفحه دارند،اما همه آنها شماره جلد ندارند وبرخی تک جلد هستند.به همین جهت ،وجه اشتراک همه کتاب ها که صفحه است ،قبل از شماره جلد که اختصاص به برخی دارد،آورده شده است .البته بهتر بود که روش رایج متابعت می شد.

7-مقدمه کتاب

یکی از ویژگی های حضرت آیت الله العظمی بروجردی(قده)،پرهیز از هر نوع حرکت اختلاف برانگیز میان شیعه وسنی بود.ایشان معتقد بود که امروز مشکل مسلمانان ،اثبات ظلم خلفا وناحق بودن آنها نیست ؛زیرا این کار هیچ ثمری جز شعله ور ساختن آتش فتنه ندارد.روش ایشان در تقریب علمی مذاهب و پیشبرد تشیع ،اثبات این نکته بود که ائمه (ع)به عنوان اصحاب وتابعین رسول خدا (ص)مورد قبول اهل تسنن نیز هستندوبنابراین اگر ما ثابت کنیم که معارف واحکام مکتوبی که املای رسول خدا(ص)و نوشته حضرت امیر(ع)است ،در اختیار ائمه بود وطبق آن فتوا می دادند ،اهل سنت نیز ملزم به استفاده از احادیث آنان خواهند شد.به همین جهت ،او مقدمه مفصلی را در اثبات این مطلب نگاشت.البته عمر شریفش کفاف پایان دادن به این مقدمه را نداد وپسر ایشان ،کار او را تکمیل کرد.این مقدمه در جلد اول کتاب جامع احادیث شیعه به چاپ رسیده است.

ج)نقد و نظر

1.نقد

استحکام کتاب جامع الشیعه ،به اندازه ای است که درمیان دیگر مجامع حدیثی همچون کوهی استوار به چشم می آید ومانند خورشیدی پر فروغ است که با طلوع آن ستارگان دیگر ناپدید می شوند.با این حال ،به دور از خیرخواهی است که انسان نقاط ضعف وایرادهایی را درآن مشاهده کند ومتذکر آن نشود که این نوعی ظلم وبدخواهی به کتاب ،مؤلفان وخوانندگان است .از این رو،ضعف هایی چند را که پس از تأمل ثابت شده ،در این بخش ارائه می دهم تا شاید مقدمه ای برای تکمیل ،رشد وبالندگی آن گردد.

1-1.استقصای ناقص آیات الاحکام

برخلاف عنایت تام ودقیقی که درجستجو ،گزینش و جمع آوری روایات به کار رفته ،این شیوه درباره آیات ،با بی مهری مواجه شده است .گذشت که یکی از ویژگی های این اثر ،جامعیت آن درمورد روایات مسائل فقهی است ؛یعنی هر روایتی ولو با کمترین دلالتی برعنوان باب ،در آن گنجانیده شده است ،حتی چنانچه آن روایت ،در باب دیگری باشد به آن ارجاع داده شده است ؛درحالی که این رویه در آیات به کار نرفته وتنها بخشی از آیات مرتبط با عنوان باب ،در ابتدای آن آورده شده است .این کاستی وغفلت با اهداف نگارش کتاب ناسازگار است ؛زیرا هدف این بود که فقیه با وجود این کتاب از جستجوی آیات الاحکام در قرآن بی نیاز گردد وبرای متتبع روشن است که این خواسته در کتاب «جامع احادیث شیعه»محقق نشده است.به عنوان مثال ،در جلد 22،ذیل «باب تحریم صحبة السلاطین واعانة الظالمین ومدحهم ومحبة بقائهم طمعاً لما فی أیدیهم »تنها به ذکر آیات زیر اکتفا شده است:
-
ولا تعاونوا علی الإثم والعدوان .(8)

-ومن یتولهم منکم فإنه منهم إن الله لا یهدی القوم الظالمین .(9)

-فلا تقعد بعد الذکری مع القوم الظالمین.(10)

-وفیکم سماعون لهم والله علیم بالظالمین .(11)

-ولا ترکنوا إلی الذین ظلموا فتمسکم النار وما لکم من دون الله من أولیاء ثم لا تنصرون .(12)

-یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا عدوی وعدوکم أولیاءتلقون إلیهم بالمودة وقد کفروا بما جاءکم من الحق.(13)

در حالی که علاوه بر برخی از آیات مذکور ،در بحارالانوار (ج72،ص368،باب82«الرکون إلی الظالمین وحبهم وطاعتهم »این آیات نیز اضافه شده اند :

-واتبعوا أمر جبار عنید.(14)

-فاتبعوا أمر فرعون وما أمر فرعون برشید.(15)

-وماکنت متخذالمضلین عضداً.(16)

-فاتقوا الله واطیعون ولا تطیعوا أمر المسرفین الذین یفسدون فی الارض ولا یصلحون.(17)

-قال رب بما انعمت علی فلن اکون ظهیراًللمجرمین .(18)

-اُحشروا الذین ظلموا وازواجهم وماکانوا یعبدون من دون الله فاهدوهم إلی صراط الجحیم .(19)

-والذین اجتنبوا الطاغوت أن یعبدوها وانابوا إلی إلی الله لهم البشری فبشرعباد.(20)

-وإن الظالمین بعضهم أولیا بعض.(21)

-قال نوح رب إنهم عصونی واتبعوا من لمیزده ماله وولده إلا خساراً.(22)

-فاصبر لحکم ربک ولا تطع منهم آثماًاو کفوراٌ.(23)

البته علامه مجلسی (قده )نیز برخی از آیات مذکور در جامع احادیث شیعه را نیاورده است .آنچه مقصود ماست ،توجه دادن به آیات متعددی است که دلالت مطابقی ویا التزامی بر عنوان باب دارند،ولی ذکر نشده اند .این آیات به آنچه در بحار ذکر شده است نیز محدود نمی شودوبرخی از آیات دیگری را که می تواند با مسئله مورد بحث مرتبط باشد ،می آوریم .دراین آیات واژگانی به کار رفته که از مشتقات طاغوت ،کفر ،ولایت واطاعت است.
-
لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت ویومن بالله فقداستمسک بااعروظالوثقی لا انفصام لها والله سمیع علیم .(24)

-الذین امنوا یقاتلون فی سبیل الله والذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت فقاتلوا أولیاءالشیطان إن کید الشیطان کان ضعیفاً.(25)

-ولقد بعثنا فی کل اُمة رسولاًأن اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت فمنهم من هدی الله ومنهم من حقت علیه الضلالة فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبةالمکذبین .(26)

-والذین اجتنبوا الطاغوت أن یعبدوها وأنابوا إلی الله لهم البشری فبشر عباد.(27)

-والذین کفروا بعضهم اولیاء بعض إلا تفعلوه تکن فتنة فی الارض وفساد کبیر.(28)

-یا ایها الذین آمنوا إن تطیعوا الذین کفروا یردوکم علی اعقابکم فتنقلبوا خاسرین .(29)

1-2.تقطیع آیات الاحکام

در این مجموعه برخلاف روایات ،در آیات قرآن تقطیع اعمال شده است وبه همین جهت ،مستنبط را از مراجعه به قرآن ومشاهده اصل آیه بی نیاز نمی کند .با تقطیع آیه ،پس وپیش آیه حذف وتنها جمله ای که ارتباط مستقیمی دارد،ذکر می شود ودر نتیجه فضای آیه ،مبهم باقی می ماند ،حتی گاه مشخص نمی شود که این خطاب متوجه چه کسانی بوده است ؛مثلاًدر این آیات ،(30)تنها بخش های مشخص شده از آیات آورده شده و از بقیه آنها صرف نظر شده است .در آیه اول ،مجلس وافرادی که جلوس با آنان نهی شده است ،مشخص نیست ودر آیه دوم ،کسانی که از محبت آنان نهی شده است نامعلوم است :

-وإذا رایت الذین یخوضون فی آیاتنا فاعرض عنهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره وإما ینسینک الشیطان «فلا تقعد بعد الذکری مع القوم الظالمین .(31)

-یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الیهود والنصاری أولیاءبعضهم أولیاءُبعض ومن یتولهم منکم فانه منهم إن الله لا یهدی

لقوم الظالمین.(32)

1-3.مشخص نشدن «عدةمن اصحابنا »در اسناد کافی

یکی از اهداف مهم کتاب جامع احادیث الشیعه ،بی نیاز کردن فقیه از مراجعه به سایر کتب حدیثی است .

مراعیا لتسهیل طرق الاطلاع والعثور بحیث لا یحتاج معه الفقیه إلی غیره ویستغنی به عما سواه.(33)
از همین رو ،دقت وکوشش فراوانی صورت گرفته است تا خاطر خواننده محترم را در مطالب منفول آسوده گرداند ونگرانی او را از مراجعه ونیاز به منبع دیگر،برطرف سازد .مؤلف محترم در توضیح نکته پنجم از روش کتاب گفته است که تعلیقات کافی را در کتاب خود آشکار کرده و توضیح داده که کلینی (قده)مقید به ذکر تمام سند خود بوده و فقط در صورتی که سند روایت بعدی در تمام یا بخشی از آغاز سند ،با سند روایت قبلی تطابق داشته ،بخش مشترک را تکرار نکرده است و چون کتاب حاضر روایت قبلی را همراه با روایتی که سندش تعلیق شده است نیاورده ،بنابراین لازم است تا آن را آشکار سازد واین کار را نیز انجام داده است .ایشان در ادامه از کتاب تهذیب ومن لا یحضر اسم می برد واینکه مؤلفان این دو در اغلب موارد احادیث را مرسل آورده ودر پایان کتاب ،سلسله سند خود را تا راوی، ذکر کرده اند .

اما این سؤال مطرح است که اولاًمحذوفات اسناد کافی منحصر در تعلیقات نیست ،بلکه مرحوم کلینی (قده)در بسیاری از موارد به جای اینکه بخشی از سند را ذکر کند ،فقط به ذکر «عدةمن اصحابنا »اکتفا کرده ودر پایان کتاب ،مقصود خود را از آنها بیان داشته است.این مسئله زمانی مشکل ساز خواهد شد که بدانیم «عدةمن اصحابنا »به حسب افرادی که به آنها ختم می شوند ،متفاوت هستند ومشکل سازتر اینکه در اثر حاضر ،این افراد نه تنها آشکار نشده اند ،بلکه در پایان کتاب هم اسمی از آنها به میان نیامده است ؛در حالی که طبق غرض کتاب ،همانند تعلیقات ،باید «عدةمن اصحابنا »نیز آشکار می شدند ؛زیرا در غیراین صورت ،مستنبط به کتاب کافی رجوع کند.

1-4.مشخص نشدن اسناد تهذیب ومن لا یحضره الفقیه

اشکال یاد شده ،در روایات مرسل تهذیب وفقیه نیز مطرح می شود ؛زیرا شیخ طوسی (قده)در تهذیب،تنها نام صاحب یا کتابی را که حدیث از آن نقل شده ،آورده و طرق خود را به صاحب اصل یا کتاب در پایان یا فهرستش بیان داشته است .شیخ صدوق (ره)نیز درکتاب من لا یحضر اغلب به ذکر نام آخرین راوی که حدیث را از امام (ع)شنیده ،اکتفا کرده ودر پایان کتاب خود ،سلسله اسناد ره به طور کامل آورده است .اما غفلت مؤلفان «جامع احادیث شیعه »باعث شده تا این روایات با سند ناقص ذکر شوند ؛در نتیجه اغلب روایات تهذیب وفقیه در این اثر ،مرسل هستند ودست کم این اسناد حتی در پایان کتاب نیز نیامده اند .انتظار می رفت که در این موارد ،افتادگی سند را اضافه کنند وبرای امانت داری ،آن را داخل دو هلال قرار دهند وحتی به آخر کتاب نیز حواله ندهند تا بدین وسیله خواننده از مراجعه به کتب تهذیب وفقیه بی نیاز گردد.

1-5.نامفهوم بودن برخی از علائم

استفاذه از علایم برای کتب حجیم ودقیقی مانند جامع احادیث امری کاملاًطبیعی است ،به شرط اینکه این علایم در مقدمه به خوبی توضیح داده شوند .به عنوان مثال ،در این کتاب به جای کلمه «نسخه بدل »علامه رمزی «خ»به کار رفته وبه جای کلمه «نسخه اصلاحی »،در مواردی که مؤلف نظر اصلاحی خود را درباره سند یا متن می دهد ،از علامت «خ ل»استفاده شده ودر مقدمه هیچ توضیحی در مورد این علایم نداده اند .

1-6.غفلت در مراجعه به کتب اصلی

در مباحث گذشته توضیح دادیم که اگر حدیثی در «وسائل»یا «مستدرک »به نام کتابی ذکر شود که در نسخه های موجود از مصادر اصلی ،یافته نشود ،حدیث به خود آن دو کتاب استناد داده و از آنها نقل می شود؛مانند نوشته اند:

298(187)مستدرک 248ج17-عوالی اللئالی عن النبی (ص)قال :العلم مخزون عند أهله وقد امرتم بطلبه منهم .(34)
این نوع اسناد بدان معناست که این حدیث در نسخه ای از عوالی اللئالی که امروزه در دسترس ماست ،وجود ندارد ،ولی حاجی نوری آن را در مستدرک از همین کتاب نقل کرده است ؛زیرا این حدیث در نسخه ای که در اختیار حاجی نوری بوده ،وجود داشته است.

این درحالی است که اگر به نسخه موجود عوالی مراجعه کنید ،این حدیث را بدون کوچک ترین تفاوتی در عوالی اللئالی خواهید یافت که آمده :8-وقال النبی (ص)العلم مخزون عند أهله وقد أمرتم بطلبه منهم (عوالی اللآلی ،ج4،ص61).
مشابه این اتفاق درج11،ص 456،باب 29،ح15176(21)از مستدرک به نقل از سید راوندی نقل شده ؛درحالی که این روایت با قدری تفاوت ،در خود نوادر ذکر شده است .تا جایی که اینجانب بررسی کردم ،این گونه غفلت اندک نبوده ونیازمند تصحیح است.

2.پیشنهاد

در نهایت پیشنهاد ما این است می شود که برای بر طرف ساختن ضعف های مذکور ،گروهی از فضلا و علما اقدام به تصحیح مجدد این اثر کنند واین کتاب بسیار ارزشمند را که یادگار آیت الله بروجردی وثمره عمر او و آیت الله ملایری(قده )است ،از هر نوع ضعفی بپیرایند .در ضمن گاه زمزمه هایی از سوی برخی از فضلا در مورد نگارش جوامع روایی جدید!به گوش می رسید.توصیه ما این است که این عزیزان به جای این کار ،ضعف های این کتاب را بر طرف سازند وهمین مجموعه را ترویج وتثبیت کنند ؛زیرا اگر اثری که با تدبیر واشراف فقیه عالی قدری همچون آیت الله بروجردی (قده)نوشته شده ،این گونه به آن بی توجهی شود ،قطعاًکار دیگران نیز بی مهری قرار خواهد گرفت .

3.دلایل استقبال نکردن حوزه از جامع احادیث الشیعه

با وجود همه امتیازاتی که این اثر دارد،حوزه از آن استقبال گرمی نکرد وبا سردی تمام با آن مواجه شد !آنچه تعجب انسان را برمی انگیزد ،این است که مؤلف این اثر ،آیت الله العظمی بروجردی (قده )،کسی نیست که حوزویان در فضل او شکی به دل راه دهند ودر مهارت های حدیثی و دقت های اصولی و ذکاوت سرشار و توانمندی های فراوان او تردید کنند ،به ویژه اگر توجه کنیم که ایشان این کتاب را به کمک بیست نفر از شاگردان زبده خود در مدتی بیش از ده سال نوشت وبعد از وفات ایشان چندین بار تصحیح وبازبینی شد.این کتاب باوجود ضعف هایش ،قابل مقایسه با هیچ مجموعه حدیثی نیست .از این رو ،این سؤال در ذهن هر آگاهی جوانه می زند و کنجکاوی وی را بر می انگیزد که علت این کم توجهی چیست ؟آنچه بعد از تأمل فراوان وپرس جو برای ما روشن شد ،دلایل چندی است که به آنها اشاره می کنیم.

3-1.معرفی نشدن اثر

اگر پیامبران خدا در خانه خود می ماندند وبه تبلیغ رسالت نمی پرداختند ،کمتر کسی به ایشان ایمان می آورد .به همین خاطر ،آنان تبلیغ در گران بهای توحید ومعارف واحکام الهی را در سرلوحه برنامه های خود قرار دادند .بهترین کتاب حدیثی نیز اگر به گونه شایسته ای معرفی نشود ،مهجور خواهد ماند.

از سویی ،عمر آیت الله بروجردی (قده)همزمان با اتمام نگارش اولیه کتاب ،به پایان رسید واز سوی دیگر ،متأسفانه پس از ایشان گروه بازبینی وتصحیح پراکنده وادامه کار در عمل بدون هیچ نوع پی گیری از سوی مراجع وقت رها شد.در این میان علقه سرشار و ذوق سلیم واحساس تکلیف یکی از شاگردان ،یعنی آیت الله معزی ملایری (قده )، از هدر رفتن تلاش های استاد جلوگیری کرد و امیدهای نوی برای ادامه کار پدید آورد .او یکه وتنها کار را ادامه داد که طبعاًروند آماده سازی مطالب به کندی پیش می رفت وهمین امر نیز باعث شد تا چاپ و عرضه اثر با کندی همراه باشد.از هم پاشیدگی گروه تألیف نیز باعث شد که تبلیغ مناسبی از این اثر انجام نگیرد ودرنهایت شد ،آنچه نباید می شد.

3-2.شیفتگی مفرط به آثار گذشتگان

ارج نهادن بر آثار گذشتگان علم ،امری معقول وضروری است ؛زیرا هرعلمی در پیشرفت های کنونی خود وامدار آثار گذشتگان خود است .اما اگر این ارج گذاری به شیفتگی واعتقاد مفرط مبدل شود،ار آثار نو با سردی استقبال خواهد شد،حتی اگر این آثار بسیار شایسته تر از آثار گذشتگان باشد.ما شاهد این فاجعه علمی در حوزه علمیه هستیم .اعتقاد به لمعه ورسائل ومکاسب که گاه تا حد تقدیس آنها بیش می رود ،از این سنخ است .به اعتقاد ما ،پایداری این است کتاب ها پیش از اینکه نشان دهنده عظمت نویسندگان آن باشد ،نشان دهنده ضعف و فتور در علمای بعد از ایشان است که با وجود تکاملی که در تمام علوم از جمله فقه واصول حاصل شده ،نتوانسته اند اثر شایسته تری را به حوزه ارائه دهند.

این رفتار باعث دلسردی استعدادها ونوابغ می گردد وبه همین جهت است که پیشرفت و تکامل در علوم حوزوی با کندی تمام انجام می گیرد .برخی علمای اصولی به این مسئله توجه ندارند که اگر کتابی ولو حدیثی با تفکر اخباری نوشته شود ،نمی تواند متن مناسبی برای تفکر اصولی باشد ؛زیرا دقت و حدتی که در تفکر اصولی وجود دارد ،در تفکر اخباری کمتر یافته می شود.از این روست که تسامحات وسائل الشیعه را در جامع احادیث شیعه نخواهید یافت .

برای ما ثابت شده است که مهم ترین مانع از جا افتادن این اثر گران سنگ،فرهنگ عتیقه گرایی در حوزه و استقبال

سرد از کارهای تازه است.

3-3.فقدان ایثار وشهامت علمی

با گذشت زمان وتوسعه حوزه های علمیه وتقویت ارتباط آنها با یکدیگر ،انجام برخی از تغییرات با دشواری بیشتری همراه می شود؛مثلاًسیصد سال پیش ،ارتباط تنگاتنگی میان دروس وحوزه ها نبود .به همین خاطر ،اگر در حوزه ای به جای لمعه کتاب دیگری خوانده می شد یا برخی از کتب ادبی خوانده نمی شد،حساسیتی بر نمی انگیخت .اما یکپارچگی نسبی ای که به مرور زمان ایجاد شد وفی حد نفسه طبیعی ومیمون است ،موجب گشت تا تغییرات نیز با کندی وهمراه با هماهنگی با کل مجموعه یک پارچه انجام گیرد .در مثل در فضایی که متن حدیثی تمام دروس خارج فقه ،(وسائل الشیعه )است ،به دست گرفتن «جامع احادیث شیعه »ومتن حدیثی قرار دادن آن ،دشوار خواهد بود؛ریرا اولاًممکن است که عده ای این کار را ضعف درس آن استاد تلقی کنند.ثانیاً،آدرس دادن مطالب مشکل می شود ؛زیرا ارجاع به کتابی که هنوز شایع نشده است ،ضعف شمرده می شود .ثالثاً،تهیه چنین کتابی برای طلاب دشوارتر از تهیه کتابی است که درهر کوی وبرزنی پیدا می شود.

البته چنین اقدامی ،قبل از هر چیز ،نیازمند شجاعت و شهامت واز خود گذشتگی علمی است .به هر حال ،اگر مراجع و بزرگان بعد از آیت الله بروجردی (قده)به جای وسائل الشیعه ،متن درس خارج خود را جامع احادیث شیعه قرار می دادند ،شاگردان ناچار می شدند تا این اثر بارها انتشار یابد ودر نتیجه اهتمام بیشتری به تصحیح وبازبینی ورفع نواقص آن صورت پذیرد.

4.از نگاه فرهیختگان حوزه

4-1.گلپایگانی (قده)

در اواخر دوران حیات آیت الله بروجردی (قده)،جلد اول از این مجموعه عظیم به چاپ رسد وبازبینی و چاپ رسید وبازبینی وچاپ بقیه آن به دوره بعد از حیات ایشان احاله شد.ایشان تدوین این مجموعه را بالاتر از تمام خدمات خود می دانست و می فرمود :«این کتاب حاصل عمر من است

او چند روز قبل از وفاتش ،از نزدیک شدن زمان ملاقات با رب الارباب خبر داد ومدام از کاستی وناچیزی ره توشه اظهار تأسف می کرد .وقتی که نزدیکان وهمراهان ،خدمات بسیار زیاد ایشان را در رونق دادن به حوزه های علمیه ،ایجاد وحدت میان شیعه وسنی واعتلای کلمه حق متذکر می شدند ،می فرمود :«همه کارهایی که کرده ام ،دربرابر عظمت پروردگار بزرگ و نعمت های فراوان او برمن ،بسیار کم وناچیز است ».

حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی (قده) می گوید:

شما به برکت توفیق بزرگ خداوند متعال ،موفق به تدوین این اثر عظیم یعنی جامع احادیث شیعه شدید ؛کتابی که ثمره اخروی آن در روز قیامت بسیار زیاد وسنگین است.چرا چنین نباشد ،با اینکه مداد علما از خون شهدا بالاتر است وشما با این کارخود ،کمک بزرگی به علمای اسلام نمودید.

ایشان در پاسخ فرمود:

بله،من تنها به این کتاب امید بسته ام تا شاید به برکت آن ،مشمول مغفرت ورضای او شوم و از خدا می خواهم تا آن را تا روز قیامت ،مرجع علمای عامل وفقهای عادل ومتبحروطلاب علوم ائمه (ع)قرار دهد.

4-2.آیت الله خویی(قده)

بعد از وفات آیت الله بروجردی (قده)وبا تلاش پی گیر حضرت آیت الله ملایری ،جلدهای بعدی این اثر به تدریج آماده چاپ شد.حضرت آیت الله خویی (قده)با روی گشاده از این حرکت مبارک استقبال وهزینه چاپ آن را پرداخت کرد.ایشان در این خصوص تعلیقه ای دارد که زینت بخش مجلدات این اثر ماندگار است.ترجمه متن دست نوشته ایشان از این قرار است :

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله رب العالمین والصلاه والسلام علی خیرته من خلقه محمد و آله الطیبین الطاهرین واللعنه الدائمه علی اعدائهم اجمعین.

اما بعد؛از آنجا که کتاب «جامع احادیث شیعه »،که به امر حضرت آیت الله العظمی ،بزرگ طائفه شیعه حاج سید حسین طباطبایی بروجردی (قده )تالیف شد.یگانه در نوع خود وزیبای در روش تدوین است.او مشقت این کار ماندگار دینی را با سعه صدر وهمت بلند،به جان خرید.خداوند او را غریق رحمت خویش گرداندوبر درجاتش بیفزاید وبهترین جزای نیکوکاران را به او عنایت کند؛همان طور که از خداوند طلب توفیق و اجر فراوان وستایش ستوده برای علمای عاملی می کنم که در تالیف این کتاب دینی ارزشمند ،تحت اشراف او ،سهیم شدند و تلاش خود را در آن بذل کردند تا اینکه آن را به وجود آورند .از جمله تمام کسانی که تمام تلاش خود را به ثمر رساندن این کتاب به کار بست ،علامه محقق حجت الاسلام حاج شیخ اسماعیل معزی ملایری (دامت برکاته )است. بدون ترید او خودش را در تدوین این کتاب وترتیب آن خسته کرد تا توانست آن را با بهترین و کامل ترین سبک ونظام آماده کند.پس باید او به خاطر تلاش پی گیرش در این خدمت دینی بزرگ تشکر کرد واز خدای متعال می خواهم تا بهترین پاداش را عنایت کند واو را در آماده کردن بقیه مجلات آن توفیق دهد .کتاب طهارت وبخشی از کتاب صلات آن چاپ شده است و ازآنجاکه این کتاب مورد تقدیر واهتمام من بود ،مخارج چاپ ونشر بقیه اجزای آن را پذیرفتم تا خدمتی برای دین وبرپایی مذهب باشد. الحمدالله به خاطر تحقق بخشیدن به آرزوها در چاپ برخی از اجزای باقی مانده خداوند را حمد می کنم و از خداتوفیق چاپ بقیه جلدها و اتمام و تحقق این کار دینی را می خواهم که او صاحب توفیق ورستگاری است .

الحمدالله برای شروع وبرای اتمام.

خوئی

تاریخ 12جمادی الثانی سال 1397ه.ق(35)

4-3.حضرت امام (قده)

حضرت امام خمینی (قده)که تدریس درس خارج فقه را بر اساس این کتاب انجام می داد،در نجف به آقای ملایری که تمام وقت خود را صرف تدوین وتکمیل این کتاب کنند.(36)

4-4. آیت الله سید محمد باقر سلطانی طباطبایی (قده )

ایشان می گوید:با این کوشش ها ،درس فقه ایشان بسیار عالی می شد و باعث تحول در رشته فقاهت گردید وشاگرد درس ایشان احساس می کرد که در دانش فقه نیاز دارد به تسلط برلغت ،رجال ،اسانید،روایات وکتاب های مربوط. کتاب «جامع احادیث الشیعه »هم ،در پی این کوشش ها و دقت به وجود آمد.(37)

4-5آیت الله میلانی(قده)

مرحوم آیت الله میلانی(قده) معتقد بود که جامعیت این کتاب باعث شده تا هر روز پنج ساعت از وقت تحقیق ومطالعه درسی اش صرفه جویی شود.(38)

4-6. شهید مطهری(قده)

ایشان گفته است:معظم له مکرر در ضمن اعتراف به پاره ای از محاسن کتاب معروف وسائل الشیعه، تألیف شیخ عاملی، نواقص کتاب را تذکر می داد وآرزو می کرد که کتابی در حدیث نوشته شود که محاسن وسائل شیعه را داشته باشد، اما نواقص آن کتاب را نداشته باشد.بالاخره این آرزو جامعه عمل پوشید وتحت نظر ومراقبت خود معظم له، عده ای از فضلا طلاب به این کار مشغول شدند ودر حدود ده سال طول کشید تا بالاخره در دو - سه سال قبل به اتمام رسید واز سال گذشته ، طبع آن کتاب آغاز شد.

این کتاب موسوم است به تهذیب الوسائل. خیلی موجب تأسف خواهد بود اگر خدای ناخواسته طبع این کتاب متوقف شود!

من شخصاً هنوز موفق به زیارت آن کتاب نشده ام، ولی از قراری که از اهل اطلاع شنیده ام، همان طوری است که معظم له آرزو می کرد.(39)

4-7.آیت الله جعفر سبحانی(حفظه الله)

ایشان می نویسد:

«جامع احادیث شیعه» تألیف گروهی متشکل از فضلای حوزه علمیه ، تحت نظارت مرجع بزرگ دینی ومحقق آگاه سید حسین طباطبایی بروجردی(1292-1380ه.ق) است. این جامع از کارهای خوب روزگار شمرده می شود. وضخیم ترین جامع فقهی شیعه در دوره اخیر است که به خاطر تبویب وترتیب وتنظیم وهماهنگی نیکو، بر سایر جوامع برتری یافته وتمام احادیث موجود در کتب اربعه و وسائل الشیعه ومستدرک الوسائل وغیر آنها از سایر کتب حدیثی را در بر گرفته است؛ به گونه ای که فقیه را از مراجعه به سایر جوامع فقهی بی نیاز می گرداند.
خداوند از کوشش استاد بزرگمان سید حسین بروجردی و سایر شاگردانش، به خاطر این کار پسندیده ارزشمند قدردانی کند وهمین طور از عالم محقق پی گیر حاج شیخ اسماعیل ملایری، به خاطر تلاش های فراوان در چاپ این جامع به شکلی زیبا در 26 جلد که تعداد احادیث آن به پنجاه هزار روایت می رسد.(40)

4-8. آیت الله مکارم شیرازی( حفظه الله)

ایشان در بحث از اینکه ائمه (ع) تمام علوم خود را از رسول خدا (ص) گرفته اند، به روایات جامع احادیث شیعه استناد می کند واز آن به «کتاب القیم؛ کتاب وزین» تعبیر می کند: «رویت فی الکتاب القیم جامع أحادیث الشیعه باسنادها».(41)

نتیجه گیری

آیت الله بروجردی در دوران جوانی، به ضعف های وسائل الشیعه توجه داشت وبعد از آمدن از قم واستقرار مرجعیت وفراهم شدن زمینه های لازم برای محقق کردن آرزوی دیرین خود در نگارش اثری نو که ضعف های این کتاب در آن برطرف شده باشد، اقدام کرد.

نگارش کتاب چندین مرحله را پشت سر گذاشت که از این قرار است: مرحله تهذیب وسائل الشیعه، مرحله تدوین جامع احادیث شیعه، مرحله تدوین جامع احادیث شیعه وسنی که ناتمام رها شد، مرحله تصحیح و بازبینی، مرحله تکمیل که بعد از وفات آیت الله بروجردی انجام گرفت.

این کتاب در تحقق آرمانهای خود وبرطرف کردن ضعف های وسائل الشیعه بسیار موفق بوده است وتا حدود زیادی فقیه را از مراجعه به هر کتاب حدیثی بی نیاز می کند.

مهم ترین ویژگی ها وامتیازات جامع احادیث شیعه عبارت است از:

جامعیت وشمول بیشتر روایات فقهی پراکنده در کتب حدیثی،عدم تقطیع، دقت فراوان در نقل ها، تلفیق روایات مشابه از حیث سند ومتن، ابتکار در افزودن ابوابی تحت عنوان مسائل اصولی وجمع آوری تمام روایات مربوط به آنها، جدا کردن روایات آداب واخلاق در جلدی مجزا ونجات آن از آشفتگی ، جامعیت احادیث باب نسبت به عنوان آن وممانعت از تقطیع افراطی احادیث در ابواب متشتت ، تبویب بر اساس ترتیب عقلایی وشرعی موضوعات، چینش احادیث در داخل ابواب بر اساس اصول عقلایی، ارجاع به احادیث ابواب دیگر که به نحوی با موضوع مرتبط باشد.

مهم ترین دلایل استقبال سرد حوزه از این کتاب، معرفی نشدن آن به جامعه علمی، شیفتگی مفرط به آثار گذشتگان وفقدان روحیه ایثار وشهامت علمی است.

کتاب حاضر با وجود اینکه هر خواننده منصفی را به شگفتی وا می دارد، خالی از ضعف ها وانحراف از غرض اولیه نیست که ضعف های آن عبارت است از:مشخص نشدن«عدة من اصحابنا» در اسناد کافی، مشخص نکردن افتادگی های احادیث«من لا یحضره الفقیه» وتهذیب الاحکام، غفلت در اسناد برخی از احادیث به مصادر اولیه واسناد آنها به وسائل ومستدرک، با اینکه اسناد کامل آن در مصادر اولیه وجود دارند.

در پایان، بهترین سلام ها وتحیات خود را به روح پر فتوح عالم ربانی و مرجع پر تلاش وخدوم حضرت آیت الله العظمی بروجردی (قده) ونیز عالی ترین سلام ها ودرود ها را برای حضرت آیت الله ملایری (قده) تقدیم می کنم؛ کسی که با وقف خود در به ثمر رساندن این اثر، بیشترین نقش را ایفا کرد.

پی نوشت :

1.وسائل الشیعة،ج1،ص30،باب دوم.

2.همان ،ص208،باب هفتم .

3.زندگی نامه آیت الله بروجردی (قده)به قلم آیت الله واعظ زاده خراسانی .این جزوه در پایگاه اینترنتی اطلاع رسانی آیت الله بروجردی (قده )به آدرس :www.brougerdi.irموجود است.

4.همان

5.الکافی ،ج6،ص438.

6.همان ،ج2،ص635.

7.وسائل الشیعة،ج1،ص4.

8.سوره مائده ،آیه 2.

9.سوره مائده ،آیه 51.

10.سوره انعام ،آیه 68.

11.سوره توبه ،آیه 47.

12.سوره هود ،آیه 113.

13.سوره ممتحنه ،آیه 1.

14.سوره هود ،آیه59.

15.سوره هود ،آیه97.

16.سوره کهف،آیه51.

17.سوره شعرا،آیه 150-152.

18.سوره قصص ،آیه 17.

19.سوره صافات ،آیات 22-23.

20.سوره زمر،آیه17.

21.سوره جاثیه ،آیه 19.

22.سوره نوح ،آیه 21.

23.سوره انسان،آیه24.

24.سوره بقره ،آیه 256.

25.سوره نساءآیه 76.

26.سوره نحل ،آیه36.

27.سوره زمر،آیه 17.

28.سوره انفال ،آیه73.

29.سوره آل عمران ،آیه 49.

30.جامع احادیث الشیعه ،ج22،باب تحریم صحبه السلاطین واعانه الظالمین مدحهم و محبه بقائهم لما فی ایدیهم

31.سوره انعام ،آیه 68.

32.سوره مائده ،آیه 51.

33.جامع احادیث الشیعه ،ج1،مقدمه ص18.

34.جامع احادیث الشیعه ،ج1،مقدمه ص278.

35.این بیانات در صفحات اول مجلدات جامع احادیث شیعه با دست خط معظم له آورده شده است.

36.به نقل از سایت حوزه نیوز به آدرس اینترنتی www.hawzahnews.irتحت عنوان «جامع احادیث الشیعه »یادگار ارزشمند آیت الله العظمی بروجردی (قده)

37.مجله حوزه ،شماره 43-44،مصاحبه با آیت الله محمد باقر سلطانی طباطبایی.

38.به نقل از سایت حوزه نیوز به آدرس اینترنتی www.hawzahnews.irتحت عنوان «جامع احادیث الشیعه »یادگار ارزشمند آیت الله العظمی بروجردی (قده)

39.تکامل اجتماعی انسان به ضمیمه هدف زندگی ،شهید مطهری ،صدرا ،ص203.

40.مصادر الفقه الإسلامی و منابعه ،جعفر سبحانی ،ص367،بیروت دارالأضواء،1419ق،چاپ اول.

41.بحوث فقهیة هامة ،ناصر مکارم شیرازی ،ص519،مدرسه امام علی بن ابی طالب (ع)،1422ق،چاپ اول.

نویسنده : محمد تبریزی ( سایت اطلاع رسانی راسخون)

 
     
 

جستجو در پورتال

کتابخانه الکترونیک

اسناد تاریخی



  • اجازه نامه مرحوم آخوند خراسانی/پيوست 1-2

  • اجازه نامه آیت‌الله شیخ الشریعه اصفهانی /پيوست 1- 2- 3- 4 - 5- 6

  • اجازه ­نامه سید ابوالقاسم دهکردی /پيوست 1-2

آمار کل بازدیدها

بازدیدکنندگان: 3279526

خروجی Rss