|
سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج
موضوع :عاقبت اندیشی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله المعصومین المكرمین المنتجبین و لا سیما بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا فی العالمین ولعن علی اعدائهم و مخالفیهم و منكری فضائلهم و مناقبهم الی قیام یوم الدین.
در حدیث كوتاهی امام صادق(ع) می فرماید:... قف عند کل امر حتی تعرف مدخله من مخرجه قبل أن تقع فیه فتندم....(1)
به هر موضوعی که بر خورد مي كنی، قبل از هر کاری توقف کن، امر به توقف به معنای فکر کردن است. یعنی تمام جهات آن را مورد بررسي و سنجش قرار بده .بعبارت دیگر «قف عند کل أمر» یعنی درنگ و تأمل قبل از هر کاری لازم است.
بنابراین: اولاً باید در نظر داشته باشیم که زندگی بستر حوادث است و هر لحظه ممکن است حادثهای عظیم اتفاق بیفتد، لذا هیچگاه در مقابل حادثه نباید دچار خود باختگی شد. ثانیاً باید از هر گونه تصمیم عجولانه پرهیز کرد. تا طبق حديث«حتی تعرف مدخله من مخرجه» معلوم شود ابتدا و انتهای کار کجاست. ثالثاً باید دانست منافع و مضار کار، عاید چه کسانی خواهد شد. مسلمان نباید کاری را انجام دهد که نفع آن به دشمن اسلام برسد. چه بسا دشمن نقشهای بکشد و مسلمانی را وادار به کاری کند تا که نتیجۀ آن به نفع خودش باشد. لذا باید هوشیار بود. مطالعۀ تاریخ، حقایق بسیاری را برای ما روشن میسازد. این مسئله بسیار مهم است. قضایای بسیاری در تاریخ وجود دارد که مطالعه و تحلیل زوایای مختلف آن، میتواند چراغی برای راه آیندۀ ما باشد. برای ما روحانیت ،خواندن تاریخ اهمیت بیشتری دارد. البته تاریخ تحلیلی و ضابطهمند که اساس علمی و فنی داشته باشد و تمام جوانب مؤثر در وقوع یک حادثه را در نظر گرفته باشد.
یکی از وقایع تلخ تاریخ ایران، انعقاد قرارداد و عهدنامههای ترکمانچای و گلستان است که به موجب آنها قسمتهای بسیار مهمی از خاک ایران جدا شد و به تصرف روسیۀ تزاری در آمد و مدت هفتاد سال زیر چکمۀ کمونیسم قرار گرفت. شروع داستان بسیار قابل توجه و عبرت انگیز است:
در زمان فتحعلی شاه قاجار، عدهای (بعداً معلوم شد از کجا هستند) خود را به محضر حضرت آیت الله مرحوم سید محمد طباطبائی (صاحب کتاب مناهل معروف به سید مجاهد که مرجع اعلای شیعه بودند) رساندند و در حضور ایشان با حالتی حزن انگیز شروع کردند به سر و سینه زدن و فریاد: و احسیناه!! و به داد اسلام برسید!! چرا که روسها حمله کردهاند و عدّهای از دختران مسلمان را به اسارت بردهاند.(2) چنان فضا را تحت تأثیر حرکات خود قرار دادند که مرحوم آیت الله سید محمد مجاهد، علیه روسها فتوای جهاد دادند. فتحعلی شاه هم در تهران شروع به رجز خوانی کرد و دستور جنگ داد تا مثلاً روسها بترسند، اما روسها از این رجز خوانیها نمی ترسیدند. مرحوم سید محمد مجاهد همزمان با فتوای جهاد علیه روسها، شخصاً به ایران آمدند. ایشان وضع ارتش ایران را در نظر نگرفته بودند. نه نیروی انسانی آموزش دیده به اندازۀ کافی داشت و نه از حیث اسلحه و مهمات در حدّ و اندازۀ ارتش روسیه بودند، لذا منجر به شکست ارتش ایران و گرفتن امتیازات ویژه و صدور عهدنامههای ننگین ترکمانچای و گلستان شد. تمام اینها به خاطر نسنجیده بودن کار، اتفاق افتاد. فرمان جهاد خوب است، اما چه موقع و چگونه؟ اگر چه مرحوم سید محمد مجاهد، فردی فوق العاده متدین و متقی بود، اما بدون در نظر گرفتن بسیاری از جهات، فرمانی صادر کرد که منافع آن نصیب دشمن شد و ضررهای آن دامنگیر شیعه و ایران شد.
اگر موقع اخذ تصمیم، درباره افرادی که فریاد وا اسلاما سر میدادند و خواستار صدور حکم جهاد شدند، مطالعه و تحقیق میشد و هدایت کنندگان آنان معلوم میشد، قطعاً این اشتباه تاریخی به وجود نمیآمد. البته بعدها معلوم شد، خود روسیه اقدام به فرستادن آنها به کربلا کرده است و هزینههای بسیاری هم صرف نموده است تا به کربلا بروید و از مرحوم سید مجاهد، حکم جهاد بگیرند والا برنگردند.
روسیه در واقع به دنبال عملی کردن وصیت پطر کبیر(3) بود که روسیه باید به هر طریق ممکن خود را به آبهای آزاد برساند. رسیدن به خلیج فارس به منزلۀ تحقق این وصیّت به شمار میآمد، برای این منظور، طی اقدامی چند مرحلهای، ایران را مجبور به جنگ کردند و در نهایت شهرهای شمالی ایران را (هم اکنون خود چند کشور مستقل را تشکیل میدهند) از ایران جدا کرده و به کشورخود افزودند ....
دشمن از تمام ابزارها برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکند و با استراتژی هدف، وسیله را توجیه میکند، تنها چیزی که برایش اهمیت دارد، منافع اوست.
وقتی زمزمۀ مشروطیّت آغاز شد، مردم بسیاری به آن جواب مثبت دادند، چرا که به مقتضای فطرت، همه انسانها حسّ آزادیخواهی دارند و در مقابل استبداد به خروش میآیند و نیرویی ایجاد میکنندکه قدرتمندان و زورمداران بسیاری را به ذلّت میافکند. متأسفانه به علت عدم مدیریت، فرصت طلبان بسیاری در طول تاریخ از این فطرت خدایی بهرهها برده و به مطامع خود دست مییابند.
مشروطیت هم به عنوان جنبشی سیاسی اجتماعی در اواخر حکومت ناصر الدین شاه قاجار به وجود آمد. در آن زمان اوضاع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ایران هم به شدت درهم ریخته و نابسامان بود. اقشار مختلف مردم (روشنفکر و پیر و جوان و تحصیل کرده و بیسواد) به سوی مشروطیت حرکت کردند. البته تا زمانی که روحانیّت وارد این قضایا نشده بود، موضوع خیلی اهمیّت پیدا نکرد، اما همین که روحانیّت وارد شد، نهضت مشروطه شکلی جدّیتر به خود گرفت.
با گسترش موج مشروطه خواهی، روسیه و انگلیس هم برای بهرهگیری از فرصت ایجاد شده، در صحنه حاضر شدند. روسیه به عنوان طرفدار استبداد و نظام موجود، انگلیس هم به عنوان مدافع مشروطیت و تغییر نظام سیاسی ایران وارد عمل شدند.
عدّهای مثل تقیزاده(4) و امثالهم به عنوان مشروطهخواه خدمت آقایان علما می آمدند، بعد میرفتند سفارت انگلستان بست می نشستند. مشروطه بستری شده بود برای تسویه حسابهای سفارت روسیه و انگلیس. نتیجه و حاصل مشروطیت، موجودی شد به نام رضاخان. مشروطیتی که با تلاش امثال آخوند خراسانی(ره) میتوانست راه سعادت و ترقی را به روی این مردم بگشاید، با بیتوجهی و حرکتهای نسنجیده زمینه ای شد برای سوء استفادهها و بهرهکشیهای شخصی و سیاست ورزیهای دول بیگانه برای تأمین منافع سیاسی و اقتصادی حکومتهای متبوع خود.(5)
به هر صورت گرچه افرادی مانند سید محمد مجاهد و آخوند خراسانی (قدس سرهما) دارای فضایل بسیار و حسن نیّت غیر قابل تردیدی بودهاند، اما رهبری و مدیریت اجتماع، مسألهای است که اگر بدون سنجیدن جوانب امر،به آن پرداخته شود، نتیجۀ مطلوبی نخواهد داشت. خصوصاً روحانیت که رسالت عظیمی بر دوش دارد، اگر کوچکترین خطایی مرتکب شود (حتی اگر قصد خیر هم داشته باشد) موجب ضررهای غیر قابل جبران خواهد شد.
اگر بناست دیگران از زحمات ما استفادهای ببرند، باید بدون توجه به احساسات و با معیار عقل، موضوع را بررسی کنیم اگر نفع است و تشیع و دین و مذهب و اعتقاد صحیح در آن وجود دارد، با برنامه مشخص و سنجیده حرکت کنیم اگر برنامۀ مشخصی نداریم، بیخود مردم را همراه خود نکنیم، لذا امام صادق (ع) فرمود:
قف عند کل أمر حتی تعرف مدخله من مخرجه قبل أن تقع فیه فتندم.(6)
تأثیر گذاری نه تأثیر پذیری
آقا امیرالمؤمنین می فرمایند:
من عرف الأیام لم یغفل عن الاستعداد(7)
کسی که زمانۀ خود را بشناسد، از آماده شدن برای برخورد با حوادث روزگار غفلت نمیکند. سعی در تطبیق خود با شرایط زمان دارد، البته نه در مقام انفعال و تأثیر پذیری منفی، بلکه با داشتن مواضع فعال و تأثیر گذاری که متکی بر بینش صحیح و برنامه ریزی و دقت در انتخاب روشها و شیوه های متناسب با شرایط باشد. در حدیث دیگری امیرالمؤمنین(ع) میفرماید:
اعرف الناس بالزمان من لم یتعجب من الاحداث(8)
کسی که بیشتر از همه زمانه را بشناسد، از حوادث آن شگفت زده نمیشود، یعنی همیشه آمادگی مقابله با حوادث را دارد و در برابر آنها نمیشکند.
توصیه به طلاب جوان
زمان حاضر اگر چه مزیتهایی دارد، اما به علتهای مختلف (اعم از رفتارهای اشتباه دوستان و یا غرض ورزی دشمنان) برخی افراد جاهل را در مقابل روحانیت قرار داده است.
طلاب جوان نباید از این حوادث منفعل شده و دچار خودباختگی شوند، بلکه باید با موضعی فعال و در عین حال مطابق با موازین علمی و دینی، حوادث زمان را حل و فصل کنند.
وهابیّت و بهرهگیری از فرصتها
اینکه واقعاً در پس پردۀ مسلک وهابیت، چه کسانی هستند در این مقال مورد نظر ما نیست. آنچه که مدنظر ماست. حرکتی است که وهابیت در جهان به طور اعم و در جهان اسلام به طور اخص در پیش گرفته است. نماد این حرکت ،سرمایه دار سعودی اسامه بن لادن است. وی با صرف میلیاردها دلار هزینه، در صحنۀ سیاسی جهان حضور یافت و با استقرار در سرزمین جنگزدۀ افغانستان به تجهیز و ساماندهی و آموزش طالبان پرداخت. تفکر سلفیگری وهابیّت به اضافۀ سرمایه اسامه بن لادن سعودی و بهرهگیری از مدیریتی فعّال، منجر به گسترش مسلک وهابیت شده است. حتی در کشور شیعه ایران هم در حال نفوذ و پیشرفت هستند. در شهرستان تربت جام که اکثریت آن شیعیان هستند، چندی قبل وهابیها با جسارت تمام عدهای از شیعیان را (یکی از آنها پدر یک طلبۀ شیعه بود) کشتند. حوزۀ علمیۀ شیعۀ این شهرستان، تنها 36 طلبه دارد. ادارۀ آن هم به گونهای اسفبار است که اکثریت طلاب مجبور به مهاجرت به قم هستند.(به آقایان مراجع و بزرگان هم گلایه و عرض حال شد، اما اثر چندانی نداشت).
اما اهل سنت با پشتوانۀ مالی همین سلفیها و وهابیها، مدرسهای ساختهاند با تشکیلات منظم كه با بهترین وجه آنجا را اداره میکنند.
روش کار آنها از تربیت طلاب آغاز میشود. مبادی فکری خود را آموزش میدهند و بعد تعلیمات نظامی. مبارزان چچن که اکثر سلفی و وهابی هستند، از مراکز تعلیماتی آنها سر برآوردهاند و اکنون به نام استقلال با دولت روسیه میجنگند. قطعاً تلاش وهابیّت به چچن و افغانستان محدود نمیشود. فعالیتهای فرهنگی آنها در آذربایجان آغاز کاری است که سلفیها و وهابیت را در این سرزمین شیعه ترویج کنند. تلاشهای آنان در تغذیۀ عقیدتی و اقتصادی و علمی حوزههای علمیه سنی ایران، در راستای همین فعالیّتهاست. خلاصه در همه جا مشغول فعالیتند. هر جا شاهد حرکتی اسلامی در میان اهل سنت هستیم، رد پای آنها به خوبی قابل مشاهده است. انگیزۀ آنها دین است و البته به تفسیر خودشان.
در کلامی از امیرالمؤمنین(ع) آمده است که حضرت با اصحابش مشغول صحبت بود و افسوس میخورد به سستی و بیحالی و بیبرنامهگی اصحاب و استواری دیگران در باطل خود، حضرت میفرمود: کاش معاویه یك نفر از اصحابش را به من بدهد، و 10 نفر از شما را به جایش بگیرد.(9)
افسوسها وقتی بیشتر میشود که میبینیم هنوز هم همان بیحالها و سستیها و بیبرنامهگی، حاکم است و هنوز هم دشمن شیعه و دوستداران معاویه همچنان مصمم و استوار، در حال پیشبرد اهداف خود هستند.
چندین سال وقت و مبالغ زیادی سرمایه، صرف تربیت طلاب میشود، اما فکری برای بهکارگیری آنها در جاهایی که نیاز است نمیشود. سنگرها خالی، سربازان حیران و دشمن در حال پیشروی.
درست است که مذهب و اعتقاد ما حق است، اما با برنامه و کار. هیچ تضمینی به ما داده نشده که ما همیشه غلبه داشته باشیم. ما همواره به سعی و تلاش و داشتن برنامه و اهداف مشخص، مأمور و موظف شدهایم. امیدواریم به اهمیت کار واقف شویم.
....................................................................................
1- مستدرك الوسائل، ج11،ص306،باب 23 من ابواب وجوب تدبیر العافیة،ح4؛بحارالانوار،ج75،ص283؛ تحف العقول،ص304؛اعیان الشیعه،ج1،ص674.
2- متأسفانه در گذشته این مسائل معمول بود. تركمن ها بارها در خراسان مرتكب این جنایت شده بودند.
3- پطرکبیر
318 سال پیش در چنین در سال 1689 میلادی ، پطرکبیر امپراتورمشهور روسیه دیده به جهان گشود . پطر از تزارهای مشهور روسیه و از خانواده رومانوف ها بود . رومانف ها یک خاندان اشرافی قدرتمند در مسکو بودند.
وی بعد از خواهرش سوفی که با حیله زمام امور را به دست گرفته بود به قدرت رسید . سوفی برادر خود پطر را که کودک خردسالی بود به یکی از روستاها تبعید کرده و توانسته بود با این حیله تا سال 1689 بر این کشور حکومت کند . اما پطردر هفده سالگی به کمک جمعی از دوستان خود به مسکو حمله کرد و در نتیجه قدرت را به دست گرفت . پطر در دوران خود جنگ های گسترده ای با دیگر دول به راه انداخت و در این حوزه فتوحاتی را به دست آورد . پطر در دوران خود در پیشرفت صنعتی کشورش کوشید اما در حوزه سیاست روش نیاکان خود را به مرحله اجرا گذاشت . پطر در28 ژانویه سال 1725 میلادی ، پس از 36 سال سلطنت ، در 52 سالگی درگذشت و چون پسر خود آلکسی را به قتل رسانده بود زنش کاترین اول به کمک منچیکف که یکی از در باریان بود زمام امور را در دست گرفت .
پطر کبیر را بنیانگذار روسیه جدید می نامند . وی تلاش های بسیاری برای عظمت و قدرت این کشور کرد . جنگ او با پادشاه سوئد از مشهور ترین جنگ های روسیه است . پطر کبیر شهر سن پترزبورگ را در سال 1705 میلادی به عنوان پایتخت جدید بر ساحل رود نوا بنا کرد . در سال 1712 پطر کبیر پایتخت را از مسکو به سن پترزبورگ منتقل کرد. او علاقه ای به شهر مسکو نداشت چرا که کشته شدن عمو و مشاوران مادرش را در جریان یک کودتای درباری در مسکو به چشم دیده بود.
در دوران پطر کبیر الگو برداری از شیوه زندگی مردم اروپای غربی آغاز شد که این موضوع به رشد دیدگاه های آزادیخواهانه و به نحوی مبهم به شناخت ابتدائی دموکراسی انجامید ولی شناخت اندیشه های اساسی تر دموکراسی در دوران سلطنت کاترین به وقوع پیوست .
پطر اول یا پطر کبیر برای روسیه نیروی دریایی و ارتش ملی به وجود آورده بود. وی برای آشنا شدن با مدنیت اروپای غربی و نیز صنایع کشتی سازی آن ، به صورت یک فرد عادی به آنجا رفته بود و مدتی را همانند یک کارگر ساده در کارگاه های کشتی سازی غرب کار کرده بود . روس ها او را پدر امپراتوری روسیه که وی آن را به صورت فدراتیو در آورد می دانند و احترامی برایش قائل هستند.
پطر برای توسعه قلمرو روسیه در غرب و شرق دست به جنگ زد و طرح رساندن قلمرو روسیه تا آب های اقیانوس هند را برای جانشینانش به ارث گذارد . پایه گذار توسعه علمی و فنی روسیه هم پطر کبیر بود. (اطلاعات عمومی پیام، ص288، چاپ هشتم 1381.)
4- سید حسن تقی زاده(1256 ش- 1348 ش) روشنفکر ایرانی و فعال سیاسی در انقلاب مشروطه در سال ۱۲۵۶ شمسی در شهر تبریز متولد شد، همزمان با کسب علم و دانش بهمراه محمدعلی تربیت کتابفروشی کوچکی در تبریز تأسیس نمود، که در این کتابفروشی کم کم با روشنفکران و آزاذیخواهان آشنا گردید، و با مطالعه بعضی از جراید غربی و فارسی چاپ قاهره و استانبول از تحولات سیاسی و اجتماعی کشورهای اروپایی مطلع گردید و به تجددخواهی روی آورد.
ایشان از طرف صنف بازرگانان تبریز به نمایندگی دوره اول مجلس شورای ملی برگزیده شد و به عضویت هیئت نه نفره تهیه متمم قانون اساسی انتخاب گردید. به جز نمایندگی در دورههای مختلف، استانداری خراسان، وزیر مختاری ایران در لندن و همچنین دیگر مشاغلی که میتوان به آن اشاره کرد، وزرات وزرتخانههای خارجه، راه و دارائیست.تقی زاده از بدو تأسیس مجلس سنا تا هنگام مرگ یعنی سال ۱۳۴۸ش ریاست آن مجلس را عهده دار بود.
سید حسن تقی زاده و کسانی چون حیدر عمو اوغلی ،سید رضا مساوات،سلیمان میرزا اسكندری و وحید الملك در راس حزب دموكرات قرار گرفتند.
او نشریه كاوه را به عنوان یک نشریه سیاسی در جریان جنگ جهانی اول تحت كمیته دفاع ملی منتشر میساخت تا احساسات ضد روسی و موافق با آلمان را در میان ایرانیان تقویت کند.
تقی زاده، به گفته اسماعیل رائین (در کتاب فراموشخانه / جلد سوم)، دومین استاد اعظم مادام العمر "گراندلژ مستقل ایران" بود. وی یکی از بنیانگذاران لژ های آلمانی در ایران است. وی نخستین بار در سال ۱۹۰۷ میلادی وارد لژبیداری ایران شد و پرونده او در "دوسیه" شماره ۲۵ کارتن شماره ۵ بایگانی لژ ثبت است. بعد از وقایع ۱۳۲۰ در تمامی نشریات و محافل سیاسی ایران اگر ذکری از فراماسونری بود نام سید حسن تقی زاده در ردیف اول قرار داشت. در سال ۱۳۲۷ عباس اسکندری شدید ترین حملات را علیه فراماسونری در مجلس شورای ملی انجام داد. وی در استیظاح سی ام دی ماه در جلسه ۱۳۵ مجلس در باره نفوذ استعماری بریتانیای کبیر بوسیله فراماسونها بحث میکند و نام عده ای از ایشان از جمله حکیم الملک، تقی زاده و نجم الملک را ذکر میکند. تقی زاده در جواب اسکندری میگوید: حرفهای ایشان پاک افسانه بود و بس، مانند داستان موهون فراماسون... در پاورقی اسماعیل رائین آورده: در مدت بیست سال تحقیق در باره فراماسونری بجز طی این استیظاح و نطق عباس اسکندری هیچگاه به نام نجم الملک برنخوردم.
سید حسن تقی زاده در روز چهارشنبه 8 بهمن 1348 ش در تهران در سن ۹۶ سالگی در حالیکه رئیس مجلس سنا بود درگذشت.
5- ناظم الاسلام كرمانی ،تاریخ بیداری ایرانیان .
6- مستدرك الوسائل، ج11،ص306،باب 23 من ابواب وجوب تدبیر العافیة،ح4.
7- العلامة المجلسی، بحار الانوار،ج68،ص 263 ؛ شیخ كلینی، كافی، ج8، ص23؛ السید البروجردی، جامع احادیث الشیعة ، ج15،ص472؛ تحف العقول ،ص98.
8- الشیخ هادی النجفی، موسوعة احادیث اهل البیت(ع)، ج4،ص271؛ونیز محمد الریشهری، میزان الحكمة،ج2،ص1158؛و نیز غرر الحكم، ص480، متفرقات اجتمائی.
9-نهج البلاغه(ترجمه علامه جعفری)، خطبه 97«... لوددت و الله ان معاویة صارفنی بكم صرف الدینار بالدرهم، فأخذ منی عشرة منكم و اعطانی رجلا منهم!». |