|
انصاف و توجه به گفتار دیگران |
|
|
|
|
زمانی كه مرحوم حضرت آیةاللّه حاج سید حسین بروجردی ـ أعلی اللّه مقامه الشریف ـ حیات داشتند، مرحوم استاد [محمود] شهابی غالبا در قم به خدمت ایشان مشرّف میشدند و مرحوم آیةاللّه بروجردی هم كه از قدیم ایشان را میشناختند و به مراتب فضل و كمال استاد واقف بودند، جامعیت خاصّی برایشان قائل بودند.
میدانید كه مراجع غالبا اصحاب فتوایی دارند كه با آنها مشاوره میكنند. در یكی از این ملاقاتها كه اصحاب فتوا هم حضور داشتهاند، نامهای به محضر حضرت آیةاللّه رسید كه در آن، بحثی فقهی عنوان شده بود. وقتی همه نظریاتشان را درباره آن اعلام كردند، حضرت آیةاللّه بروجردی از مرحوم شهابی پرسید: نظر شما چیست؟ مرحوم استاد نظریهای ارائه دادند كه كاملاً مخالف آرای دیگران بود. و بعد هنگامی كه احساس كردند همه و از جمله خود حضرت آیةاللّه از این مسئله كمی ناراحت شدند، در كمال جدّیت به تشریح عقیده خود پرداختند و آن را به طور كامل توضیح دادند، تا آنجا كه بسیاری از حاضران در عقیده قبلی خود به تردید افتادند. به هر حال با پایان گرفتن مجلس، مرحوم شهابی هم خداحافظی كردند و به تهران بازگشتند. چند روز بعد، هنگام نماز صبح، شخصی معمم به منزل ایشان مراجعه كرد و گفت: من از سوی حضرت آیةاللّه بروجردی آمدهام و پیغامی برای شما دارم. استاد او را به منزل دعوت كردند و آن شخص نامهای به ایشان داد كه در آن، حضرت آیةاللّه از مرحوم استاد تشكر كرده و گفته بودند: شما موجب شدید كه ما آن موضوع را پی بگیریم و به چندین كتاب فقهی مراجعه كنیم، تا بالأخره متوجّه شدیم كه حق با شما بوده و درست میگفتهاید؛ لذا خلاف انصاف دیدیم كه آن را به شما اطلاع ندهیم.
آن چه این خاطره را برای من به یادماندی كرد، توجّه به این نكته بود كه علمای بزرگ ما تا چه حد مردمان منصفی هستند و چگونه با حقیقت و سخن درست رو به رو میشوند؛ مثلاً شخصیت عظیمی هم چون مرحوم آیةاللّه بروجردی، وقتی به صحت و حقّانیت گفتار كسی پی بردند، از او عذرخواهی و استحالت میكردند كه همین امر میتواند برای همه ما سرمشقی ارزنده و گرانقدر باشد.
......................................................
ر.ك: شكوه فقاهت، مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ،ص520.
|