فارسی / العربیه / English

 

فهرست عناوین

دسترسی سریع

عضویت در خبرنامه








 
 
روح سماحت و بزرگواری نسخه PDF چاپ ایمیل

از مطالبی كه در زندگی مرحوم آیة‏اللّه العظمی آقای بروجردی بسیار قابل توجّه است روح سماحت و بزرگواری آن زعیم بزرگوار است.

 

او در عین قدرت و توانایی، تملّك نفس نشان داده بی مهری‏های مخالفان خود را با شرح صدر شگفت‏انگیزی نادیده می‏گرفت و از لغزش‏های آنان صرف نظر می‏كرد. و این خود یكی از عوامل بسیار مهم و شدید التأثیر در سامان یافتن ریاست كامل و بلا منازع برای او بود. چنان كه جدّ بزرگوارش حضرت امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند:

 

آلةُ الریاسةِ سِعَةُ الصَّدر؛1

 

ابزار ریاست انسان شرح صدر و با تحمّل بودن است.

 

راجع به این موضوع مطالبی از آن زعیم بزرگ دیده شده و یا نقل كرده‏اند بهت‏انگیز است و آدمی را به یاد امامان معصوم و پیشوایان اسلام می‏اندازد. دو نمونه را در این باره اشاره می‏كنیم:

 

1. بعد از درگذشت مرحوم آیة‏اللّه العظمی اصفهانی ـ أعلی اللّه مقامه ـ نظر بعضی از آقایان به مرحوم آیة‏اللّه العظمی حاج آقا حسین قمی ـ رضوان اللّه علیه ـ بوده است. از جمله یكی از وعّاظ زبردست و مشهور قم در این امر بسیار جدّی بوده‏اند و گویا تعبیرات شدید اللحنی نیز داشته‏اند، ولی بالمآل طولی نمی‏كشد كه آن مرجع بزرگوار از دنیا می‏روند و ریاست تامّه روحانیت برای مرحوم آقای بروجردی پیش می‏آید و آن خطیب محترم به طور طبیعی در شرایط نامناسبی قرار می‏گیرند و چه بساكه اصحاب و یاران و دل‏دادگان زعیم بزرگ به او اعتنایی نمی‏كنند. در این بین، یكی از اعاظم آن عصر نزد مرحوم آیة‏اللّه العظمی آقای بروجردی می‏روند و برای رفع اختلاف و حفظ موقعیت یك واعظِ مشهور به آقا می‏گویند: اجازه بفرمایید كه فلانی بیاید و منزل شما منبر برود.

 

ایشان در پاسخ ـ بدون یادآوری مطالب گذشته ـ می‏فرمایند: «بیایند منبر بروند، منزل خودشان است!!» ناگفته نماند كه آن خطیب محترم بعدها خدمات شایانی به حوزه كرد و به دستور مبارك آقا مسافرت‏های تبلیغی بسیاری نمود.

 

2. یكی از اعاظم معاصر گفتند:

 

روزی درخدمت آن بزرگوار بودیم، ایشان نامه‏ای را باز كردند و مطالعه كردند و سر تكان داده و تبسم كردند و فرمودند: "آقا خیال می‏كند من این‏ها را نمی‏دانم كه برایم می‏نویسد." عرض كردیم: آقا! چه جریانی است؟ فرمودند: "این آقا از فلان شهر می‏نویسد: فلانی (یكی از علمای آن شهر) با شما مخالفت دارد و اذهان مردم را از شما منصرف می‏كند."

 

بعد زعیم بزرگ فرمودند:

 

من خود این را می‏دانم؛ ولی وجود آن آقا در آن شهر مفید است و من به یكی از تجّار آن شهر دستور داده‏ام كه هر ماه مبلغی را به او بدهد و كمك بكند و نگوید كه از طرف من می‏باشد!! اكنون می‏سزد كه مدتی در این دو قضیه تأمّل كرده و بیندیشیم راستی این چه روحیه‏ای است و چه قدر علوّ نفس و رفعت فكر و اندیشه لازم است كه انسان بتواند با مخالف خود چنین برخورد خردمندانه‏ای داشته باشد.

 

شیعه سرافراز است كه گذشته از امامان معصوم و شخص شخیص رسول اللّه و صدیقه طاهره: چنین رجالی در مقام زعامت و رهبری قرار گرفته‏اند؛ مردانی كه سماحت و بزرگواری و دید وسیع و عالی آنان به وصف نمی‏آید و به حق كه افتخار آفرینند و موجب سرافرازی و سربلندی جهان تشیع می‏باشند.

 

این‏ها مطالبی است كه از حالات پیامبر بزرگوار اسلام و خاندان پاك آن حضرت سراغ داریم؛ ولی در حالات دیگران نه، جز آنانی كه قدم جای پای مبارك اهل بیت عصمت و طهارت: گذاشته و چشم خود را از آن‏ها فرو نبسته و به جای دیگر متوجّه نساخته باشد.

 

مانند این مرد بزرگ الهی وخدا جو وخود یافته كه نایب امامان و ادامه دهنده راه رشد و سعادت و منویات آنان بود.

 

دیدن چنین منظره جالبی از یك انسان بزرگ و بی‏نظیر به اندازه صدها و هزارها جلسه درس اخلاق و تألیف ده‏ها كتاب اخلاقی و عرفانی مؤثر خواهد بود و می‏تواند بیننده و یا شنونده را منقلب و متحول سازد و برای همیشه در اعماق جانش نفوذ داشته باشد. این‏گونه نكات مهیج وتكان دهنده می‏تواند درتاریخ بماند و تاریخ ساز باشد و نسل‏های آینده را بسازد و به سوی خدای تبارك و تعالی سوق دهد وگرنه گفتارها زیاد و سخن‏ها فراوان و نوشته‏ها بی حساب و كتاب، ولی بازدهی چه مقدار؟ تاثیر پذیری چه اندازه؟ تغییر و تحول شایسته و لازم كجا؟2

 

...................................................

 

1-نهج البلاغه،فيض الاسلام،كلمه 167.

 

2- ر. ك: شكوه فقاهت، ص 29.

 
     
 

جستجو در پورتال

کتابخانه الکترونیک

آمار کل بازدیدها

بازدیدکنندگان: 745517

خروجی Rss