|
آیت الله سید موسى شبیرى زنجانى می گوید:
كسى نقل مى كرد كه یكى از تجار خیلى مهم كه قسمت مهمى از پولى كه صرف حوزه مى شد و وجوهات را خودش مى داد، یك بار بدون اینكه مبلغ را داخل پاكت بگذارد با حالتى كه تقریبا بى احترامى محسوب مى شود پول را براى حضرت آیت الله بروجردی مى فرستد و به محض توجه ، آقا رد مى كند.
آقایانى كه آنجا هستند از جمله آقاى خمینى اصرار مى كنند كه پول را رد نكنند و اشكال ندارد چرا كه اگر قرار باشد هر پولى را این چنین رد كنید پس با چه پولى حوزه را باید بچرخانید و در ضمن بقیه آقایان مراجع ، قبلا به این شكل نبوده اند و در این موارد چشم پوشى مى كرده اند و پول را رد نمى كردند، ولى در عین حال ایشان مى فرمایند: پول را پس دهید.
كه نقل مى كنند وقتى آن تاجر مطلب را مى فهمد، ملتمسا به اصرار مى آید و پول را تقدیم مى كند.
-----------------------------------------------------
ر.ك: الگوی زعامت : ص 160.
پرداخت وجوهات به آیت الله بروجردی
حضرت آیت الله محمد یزدی می گويد:
یك بار در ایام حیات مرحوم آیتالله بروجردی كه بنده در قم اقامت داشتم، پدرم یكی از دوستانش را كه قصد پرداخت وجوهات داشت به قم فرستاد تا من او را به خدمت مرحوم آیتالله بروجردی ببرم. بنده خوشبختانه از همان ابتدا در شمار طلاب جری و رودار بودم و با مرحوم آقای مقدس كه از علمای بزرگ قم و نزدیكان مرحوم آقای بروجردی بود، آشنایی داشتم. آقای مقدس نسبت به طلبههای اصفهانی ابراز محبت میكرد و از همكاری لازم دریغ نمینمود. من پیش ایشان رفتم و خواستم كه برای ما وقت بگیرند تا به خدمت آقای بروجردی برسیم. بعد از هماهنگ كردن با حاج احمد پیشكار، به اتفاق دوست پدرم، وارد اتاق آقای بروجردی شدیم. آن مرحوم زیر كرسی نشسته بودند. دوست پدرم نزدیك آقا نشست و من هم در جوار او نشستم. حاج احمد هم در آنجا حضور داشت. بعد از این كه محاسبات مالی مربوط به دوست پدرم انجام شد، ایشان وجوهات مربوطه را پرداخت و بعد گفت: حضرت آیتالله آیا اجازه میفرمایید كه بنده بخشی از این پول را به تنی چند از اعضای فامیل و بستگانم بپردازم؟ آقای بروجردی نگاهی به او كردند و فرمودند: آنها بستگان شما هستند، این پولها از آن بستگان امام زمان است! شما اگر میخواهید باید از پولهای خودتان به بستگانتان كمك كنید. همراه من از این جواب چندان خشنود نشد. ظاهراً توقع داشت كه مرحوم بروجردی مبلغ قابل توجهی را به او برگرداند. بعد كه از منزل آقای بروجردی خارج شدیم دوست پدرم گله كرد كه چرا آقای بروجردی با من این گونه برخورد كرد؟ گفتم: ایشان به هر حال مرجع تقلید شما هستند و جوابی كه دادند جواب درستی است و من هم چندان در این عوالم نیستم و از جزئیات مسائل مربوط به وجوهات اطلاع ندارم.
به هر تقدیر این خاطره را هم به عنوان شاهدی بر صراحت لهجه آقای بروجردی كه به چشم دیدم نقل نمودم.
.....................................................
1- ر.ك:خاطرات آیت الله یزدی، چاپ مركز اسناد انقلاب اسلامي ،ص127-161.
|