|
سخنان حضرت آیت الله سید محمد جواد علوی بروجردی(مد ظله العالی) در پایان درس خارج
موضوع :انسان و مشکلات زندگی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله المعصومین المكرمین سیما بقیة الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا فی العالمین واللعن علی اعدائهم و مخالفیهم و منكری فضائلهم و مناقبهم الی قیام یوم الدین.
امیرالمومنین (ع) می فرماید:
«...اطرح عنک واردات الهموم بعزائم الصبر و حسن الیقین.»(1) اندوههایی که بر تو وارد میشود با ابزار صبر و یقین نیکو دور ساز.
گاهی در زندگی مشکلاتی به وجود میآید که حلّآنها از توان انسان بیرون است و دلسردی و ناخرسندی به دنبال میآورد. در چنین مواقعی کنار آمدن با مشکلات، بهترین درمان و راه حل است. گاهی بعضی ها زود مقابل گرفتاری ها از پا درمیآیند. انسان گرفتاری پیدا میکند، مریض میشود. بیپول میشود که بدتر از مریضی است. خانهاش خراب میشود. با همسرش بگو مگو میکند. اختلاف پیدا میکند. پسرش نا اهل درمیآید. زندگی دخترش درست در نمیآید. این مسائل هست. هر کسی خیال میکند که خدا نسبت به او مثلاً خیلی جفا کرده، توجه ندارد که اساساً ،در این عالم هیچ کسی وجود ندارد،که زیر این آسمان من جمیع الجهات سعادتمند باشد. زنش خوب است، بچهاش مسئله پیدا میکند. پول پیدا میکند، مریض است و نمیتواند بخورد. گفت وقتی میتوانستیم بخوریم پول نداشتیم، حالا که میتوانیم بخوریم مریض هستیم. انسان اگر در جوانی بمیرد، میگویند این جوان هنوز حظی از دنیا نبرده بود، حیف شد. اگر عمر طولانی پیدا کند، باید مرگ عزیزان و نزدیکانش را ببیند. توجه ندارند میگویند خدا طول عمر بدهد، خدا طول عمر بدهد، مرگ عزیزان و نزدیکانش را یکی یکی میبیند. به قول صائب تبریزی:
ما از اين محنت ده روزه به جان آمدهايم واي بر خضر كه زنداني عمر ابد است
ما در تشخیص مصلحت خودمان اشتباه میکنیم. روایات زیادی داریم «که دنیا را جای راحتی و رفاه قرار ندهید»، اصلاً بنا نیست دنیا این طور باشد. درخت سبز و زیبا است، پائیز خزان میشود و تمام این برگهای سبز میریزد. بنا و ساختمان کهنه میشود. هوا و باد بنا را کهنه میکند. به کسانی ممکن است، بیشتر بدهند به کسانی کمتر. اما همه چیز را به یک نفر نمیدهند. این را بدانید اگر چیزی به دست بیاورید، چیز دیگری را از دست میدهید. این واقعیت است.
یکی از اساتید میگوید: در مشهد از استاد بزرگوار آقا میرزا مهدی اصفهانی استفاده میبردیم. مرد بزرگی بود. اهل معنا بود. گفتیم میخواهیم به نجف برویم. آن زمان در نجف هم اساتیدی مانند میرزا، مرحوم عراقی و ... بود. میرزا مهدی گفت نجف خوب است، اما این سفر شما باعث میشود یک چیزهایی را اینجا از دست بدهید، اما نجف از دست نمیرود صبر کنید. گفت ما تامل نکردیم و رفتیم نجف. فکر کردیم یکی دو سال میمانیم و برمیگردیم پیش میرزا. حرکت کردیم، میرزا در مشهد فوت کرد!! خلاصه همه چیز دست ما نیست. بله اگر چیزی میدهند، چیزی میگیرند.
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
این واقعیت است. این که خدواند متعال ده فرزند پسر به یک نفر می دهد و به کسی دیگر فرزند نمی دهد، فکر نکنیم که حتماً او خوشبخت است، این طور نیست چون ما فقط ظاهر را می بینیم و از دل افراد که خبر نداریم که او چه می کشد.امیرالمومنین (ع) میفرماید در این موارد ، واردات هموم هست. چرا؟ چون ما در معرض حوادث هستیم. حقایق را میبینیم، چیزهایی را میبینیم. واقعیات را میبینیم، غیر از واقعیات، توهماتی هم هست. اگر این همه غصه بخوریم، هلاک میشویم. حضرت میفرماید یک عزیمهای به شما میدهیم که به درد شما میخورد و آن صبر است. صبری که خود امیرالمومنین اوج آن را نشان داده «... فصبرت و فی العین قذی، و فی الحلق شجا،...»(2) در مقابل آن مصیبت ها، آن گرفتاری ها، نه گرفتاری شخصی، گرفتاریهای اجتماعی عظیم، صبرکردند. اگر صبر نکنیم، چه کنیم؟ فایده آن برای ما این است که اگر صبر کنیم فردا را خراب نکردهایم، بلکه خود این سرمایه میشود برای فردا. صبر نکنیم ضایع شده است. خسر الدنیا و الآخره. خدا رحمت کند مرحوم آقای آقا مجد الدین محلاتی از علمای بزرگ شیراز بود. گفت تحصیل ما در قم تمام شد رفتیم شیراز. در منزل پدرم آمدند دیدن ما.پدر ایشان مرحوم آقا شیخ بهاء الدین محلاتی از اعاظم علما و از مراجع شیعه بود. جدش هم مرحوم آقا شیخ جعفر محلاتی از مراجع و علمای جنوب ایران بود. خیلی موقعیت داشت. گفت یک پیر مردی که پدر بزرگ من را هم دیده بود آمد دیدن ما. پدرم نشسته بود، من هم نشسته بودم، مرتب نگاه به من میکرد. بعد رو کرد به مرحوم آقا شیخ بهاءالدین محلاتی و گفت پدر مجتهد، پسر مجتهد. خسر الدنیا و الآخره! آن پیر مرد معنی کلمات را نمی دانست خیال می کرد تعریف می کند ولی این جمله بیان حال ماست. اگر صبر نکنیم هم دنیا و هم آخرت ما رفته است.
ما اگر صبر نکنیم چه کار می خواهیم بکنیم. این عالم که در اختیار ما نیست.ما فقط ظاهر را می بینیم. آن که فرزند پیامبر را می گیرد(ابراهیم را) و پیامبر در مرگ او گریه می کند ولی حسینش را می گذارد و بعداً فدا می کند، من که نمیدانم پشت پرده چیست. چه مصلحتی دیدند. من این مصلحت را درک نمیکنم. امیرالمومنین میخواهند بفرمایند حسن الیقین. دلت باور داشته باشد که آن کسی که آنجا نشسته و دارد میچرخاند، بدان که جز خیر از او صادر نمیشود. بدان! نظام این عالم بر اساس عدل است. اگر من نمیفهمم گیر در فهم من است. من فقدان را میبینم اما آن وجدانی که جای این به دست میآید را نمیبینم. فقدانها را من نگاه میکنم. چیزی که در حقیقت، فقدان نیست. چون عدم از او صادر نمیشود. از او جز خیر صادر نمی شود. این را یقین داشته باش. انسان اگر به شخصی اطمینان دارد، مشاورش است. اطمینان دارد وقتی میگوید این کار را بکن این کار را نکن، گوش میدهد. به خدا هم باید چنین باوری داشته باشیم. خدایی که ما را خلق کرده، خدایی که نه تنها خلق کرده، رب است. فقط زمانی که در شکم مادر بودیم، نیست، قبلش هم بوده. نمیخواهم وارد این بحث بشوم. کتاب السماء و العالم بحار را ببینید. یک چیز عجیب و غریبی آنجا هست. عقول عادی تحمل نمیکند. قبل از اینکه زمین خلق بشود ما وجود داشتیم البته به صورت دیگری. الان هم میگویند این دنیای ماده به انرژی تبدیل میشود. ماده به انرژی. انرژی صورت عوض میکند. ماده چنین میشود. کهکشان راه شیری که ما در آن واقع هستیم، میگویند عرضش بیست هزار سال نوری است. فاصله ما با کهکشان فلان جا میلیاردها سال نوری است. ما نمیدانیم اصلاً این عالم چی هست؟ و کجا هست؟ چه هست؟ سرنوشت ما چی میشود؟ میدانیم کلی چه میشویم. انا لله و انا الیه راجعون همین، کسی که مربی من بوده و قبل از خلقتم این بدن و این روح را خودش تربیت کرده، میداند. اگر چنین کسی اختیار دارد، چرا باز هم نسبت به او بیاطمینان هستیم؟ چرا صبر نمیکنیم؟ مگر به ما نگفتند اگر چیزی در این دنیا برای شما کم گذاشتیم، جای دیگر جبران میکنیم. هر محرومیتی اینجا کشیدید، بعداً جبران میکنیم. در روایات داریم، مومن وقتی میمیرد اگر تشیع او نامناسب باشد. واگر آن طور که شئونش اقتضا میکندرعایت نشود، خدا به نحو احسن برای او جبران میکند. این را در روایت داریم. اگر این قدر حساب عالم منظم و دقیق است، این یقین است «...اطرح عنک واردات الهموم بعزائم الصبر و حسن الیقین.» اگر این یقین در وجود ما باشد، می فهمیم که اگر به ما ظلمی کردند و ما نتوانستیم از خودمان دفاع کنیم، خدایی هست که جبران میکند. این اعتقاد در ادبیات ما هست. سعدی میگوید
تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز
این حسابگری های دو دو تا چهارتا که در نطام اتم و اکمل خلقت هست، در فرهنگ ما بوده است. پس حسن یقین، یقین خوب داشته باشیم، باور خوب داشته باشیم که آن که عهدهدار کار است، خوب بندهداری میکند. اطمینان داشته باشید. پروین اعتصامی در مورد مادر موسی زیبا گفته است:
ما به دریا حکم طوفان می دهیم ما به سیل و موج فرمان می دهیم
به که برگردی به ما بسپاریش کی تو از ما دوست تر می داریش؟
نقش هستی نقشی از ایوان ماست خاک و باد و آب سرگـردان ماسـت
قطره ای کز جویباری می رود از پی انجـام کـاری می رود
حساب دنیا دقیق است
سوزن ما دوخت هر جا هرچه دوخت زآتش ما سوخت هرشمعی که سوخت
خطاب به مادر موسی میگوید:
نسبت نسیان به ذات حق مده بار کفر است این به دوش خود منه
موسی را گذاشت در سبدی و در آب رها کرد، بعد خطاب کرد به خدا که:
گفت کای فرزند ِ خُرد ِ بی گناه ! گر فراموشت کند لطف خدای
چون رهی زین کشتی بی ناخدای ؟ گر نیارد ایزد پاکَت به یاد
آب ، خاکت را دهد ناگه به باد
وحی آمد کاین چه فکر باطل است رهرو ما اینک اندر منزل است
پرده شک را برانداز از میان تا ببینی سود کردی یا زیان
ما گرفتیم آنچه را انداختی دست حق را دیدی و نشناختی ؟!
در تو، تنها عشق و مهر مادری است شیوه ما، عدل و بنده پروری است
نیست بازی کار حق ، خود را مَباز آنچه بردیم از تو ، باز آریم باز
خلاصه راضی بودن به رضای الهى، موجب آرامش و صبر شده، انسان را یاری مینماید تا حوادث ناگوار را تحمل کند. علی(ع) میفرماید:
«وَالدَّهْرُ یَوْمَانِ: یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ. فَإذَا کانَ لَکَ فَلا تَبْطَرْ وَ إذَا کانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ؛ زمانه دو روز است: روزی با تو و به نفع توست و دیگر روز بر علیه تو. اگر با توباشد سرمست مشو و اگر بر تو باشد (دلگیر و دلتنگ مباش و) صبر نما.»
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاة
...........................................................................
1- نهج البلاغه،ج3،ص55 (نامه 31) ؛بحار الانوار،ج67،ص181.
2-- نهج البلاغه،خطبه سوم؛بحار الانوار،ج53،ص333.
3-نهج البلاغه، کلمات قصار، ۳۹۶. |